Page 100
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 100 خير از خدا، شر از خود انسان حاال با این حساب وقتی خدا می فرماید هر خيری از جانب خداست و هر شری از جانب خودتان است بهتر درک می کنيد داستان از چه قرار است. اگر پایبندی به اصول آزادی و حقوق مالکيت داشته باشيم که همان اصول دین است و مسئوليت آزادی را رعایت کنيم که ،منجر به دولت بزرگ مداخله گر نشود خير و خالقيت و رفاه در جامعه جاری می شود و اگر خودمان انتخاب کنيم که مسئوليت ناپذیر باشيم و نقض حقوق مالکيت دیگران کنيم ، با افزایش این بار گناهان، دولت مداخله گرتر و بزرگتری خواهيم داشت که نتایجش اظهر من الشمس است. به قول ميلتون فریدمن اگر مدیریت .بيابان ها را هم به دولت بدهيد شن کم می آید نفت و گاز را به دولت دادیم برق و بنزین و گاز و همه چيزمان دچار کمبود شد، آب را به دولت دادیم دچار فرونشست زمين و نابودی محيط زیست شدیم، دین را به دولت دادیم و نابودش کردند، آموزش را به دولت دادیم و نسلی سرگشته تحویل گرفتيم و بهداشت و سالمت را به دولت دادیم که سالمتيمان به گروگان گرفته شود. بله هر شری از جانب خودتان است و هر خيری از جانب خداست. جامعه ای که به آزادی فردی بيشتر پایبند است ، ویژگی های الهی در آن جامعه جاری تر می شود و مهمترین ویژگی الهی هم خلق است و ج امعه خالق تر و خالق تر می .شود (البته خلق الهی و خلقی که ما در تکنولوژی ها انجام می دهيم یکسان نيست، او از هيچ خلق می کند ولی ما از چيزهایی که او خلق کرده اند).و دانش و عقلی که از او گرفته ایم چيزهایی می سازیم حکومت ها در همه دوران ها از همه ادیان سو استفاده کردند، چرا این اتفاق رخ داده است و م ردم چه کاری می توانستند انجام دهند که این اتفاق رخ ندهد؟ این اتفاق رخ داده است چون کسی که زور دارد می خواهد دیگران را به بندگی بگيرد و این که شما هم تن به بردگی بدهيد هم بخشی از این پروسه است. مردم تن به بردگی دادند چون همين اصول ساده دین را فراموش کردند، چون مسئوليت حفاظت از دین که همان مسئوليت حفاظت از آزادی فردی است را فراموش کردند ، چون به شکل تدریجی همه چيزهای زیربنایی را با وعده های دروغين به دولت ها و حکومت ها واگذار کردند و شاید مهم ترین آنان آموزش باشد به بهانه عدالت آموزشی، بهداشت و سالمت باشد به بهانه عدالت در سالمت، ماليات اجباری باشد به بهانه شانه خالی کردن همه از مسئوليت های امنيت شخصی و گروهی و راحت تر شدن کارشان، ماليات اجباری باشد به بهانه این که عده ای کمک مالی به فقرا نکردند و فقر ناامنی درست کرده است ، به بهانه عدم یاری به آسيب دیدگان بالیای طبيعی و جنگ و معلولين و ... دولت ها از در وعده خير وارد شدند. همان مثال فروشگا ه لعنتی معروفی .که از اول این کتاب زدم .شيطان کار خوب را بد و کار بد را خوب جلوه می دهد اگر مردم اصول ساده و هدف اصلی را که قطب نماست و آن آزادی و حقوق مالکيت است گم نمی کردند، حکومت ها نمی توانستند از دین سو استفاده کنند و آن را مصادره و سپس تحریف.کنند حفاظت از محيط زیست را هم دولتی کردند ، دليل اصلی آن این است که محيط زیست باید مالکيت خصوصی یا مالکيت مشاع بدون .انحصار خشونت و سالح دست یک متولی داشته باشد. هر چيزی که اصطالحاً بدون صاحب بماند خراب می شود همه چيزهای بی صاحب در واقع به تصرف سازمان دولت با انح صار خشونت در می آید همه چيزهایی که اصطالحاً مال همه است یعنی مال .هيچکس نيست و باز سازمان دولت با انحصار خشونت آن را تصاحب می کند به طور مثال اگر انحصار خشونت و سالح پشت سازمان های دولتی محيط زیستی نبود هيچ کارخانه ای با مصرف آب فراوان در مناطق کویری نمی توانست احداث شود چرا که معارضان