Page 169
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 169 .این گزاره فشرده شده بسياری از مباحثی است که تاکنون صحبت کردیم با همين یک جمله می توان مصادیق بسياری آورد و برنامه ریزی های متعددی کرد و حتی می توان برنامه کسب و کار هم نوشت. برنامه تربيتی برای بچه ها در خانواده تدوین کرد و در مدرسه هم بچه ها را بدون دستور و اجبار به مسير آزادی و مسئوليت پذیری هدایت کرد .. می توان دولت را از انحصارگرایی خارج کرد دولت ها در حالتی می توانند از حالت شيطان بودن خارج شوند که انحصار چيزی در اختيارشان نباشد. در واقع، رقابتی شدن" شيطان بودن" و حذف انحصار آن، و آزادی عمل دادن به اینکه هرکس و هر نهادی که خواست شيطان شود، امکان آن را داشته باشد، در نهایت منجر به نابودی مفهوم شيطان می شود.
مانند انحصار خشونت؛ برای مثال، آزادی اسلحه در آمریکا تا حد باالیی جلوی انحصار خشونت دولت در داخل کشور را گرفته است.
مانند انحصار قوه قضایيه؛ احکام مبتنی بر عرف و هيأت ،منصفه به جای احکام از پيش تعيين،شده تا حد باالیی مانع این انحصار می شو .د .منوط به این که ناقض اصول آزادی و حقوق مالکيت نباشند مانند انحصار بانکداری، پول و اعتبار؛ ممکن است یک شرکت یا یک فرد آن قدر ارزش ایجاد کرده باشد، یا حتی مردم بی دليل به آن ها اعتماد کرده باشند، که واحد پولی و اعتبارات به نام خود ایجاد کنند، یا حتی بر بستر بالکچين یک پول غيرمتمرکز بدون متولی شکل بگيرد. انحصار پول و بانکداری، عمالً باعث افزایش و حتی عمومی شدن عمل ربا به صورت یک پلتفرم می شود؛ به گونه ای که اگر نگویيم رباى سازمان یافته دولتی مادر تمام مشکالت اجتماعی ،است دست کم می توان آن را پدر آن دانست .تا آنجا که ًاساسا خ داوند عمل ربا را به عنوان اعالن جنگ با خ دا مطرح .کرده است مانند انحصار آموزش و انحصار درمان و حتی مانند کمک به نيازمندان؛ برای مثال، گروهی از افراد متدین می خواهند خمس و زکات خود را به صورت فردی پرداخت کنند و به روحانی یا د ولت یا فرد معتمدی ندهند، عده ای به یک فرد معتمد می دهند ، عده ای به روحانی محل می دهند و عده ای به نهاد دولت. در این حالت، هرکس گزارش شفاف ارائه ندهد، افراد محل پرداخت را تغيير می دهند. گيرنده می تواند اعالم کند که برای اداره این ،تشکيالت بخشی از منابع را برای خود برمی دارد و در اختيار خود قرار می دهد . در ،مقابل اگر کسی در این فرآیند فقرزدایی داوطلبانه مشارکت ،نکند از مناسبات اجتماعی و اقتصادی خودجوش کنار گذاشته می شود؛ مشابه فردی که ًعمدا در برابر روزه د ار غذا می خورد و به صورت خودجوش از سوی دیگران طرد می شود ، اما وقتی انحصار و اجبار دولتی باشد خود روزه خواری تبدیل به روش مبارزه با دولت می شود ، یا فردی که به نام دینداری با خشونت عقاید خود را به دیگران تحميل می کند و به صورت خودجوش کنار گذاشته می شود. حضور انحصاری دولت در این موارد، موجب ورود شيطان شده و ذات اخالقيات و دین و در واقع به صورت ریشه ای، آزادی را از بين می برد. وقتی انحصارها برداشته شوند، ماليات گيری اجباری نيز بی معنا می شود.
در این صورت، هرکس که بخواهد از خدمات دولت استفاده کند، ماليات یا هزینه مرتبط با همان خدمت را پرداخت می کند.
،به این ترتيب سازمان انحصارگری به ،نام دولت وجود نخواهد داشت که افراد را با ابزارهای مختلف، مانند ابزارها و خدمات مذکور به اجبار به بندگی غيرخدا بکشاند و برای خود جایگاهی باالتر از خداوند قائل شود و بتواند اراده آزاد انسان را از بين ببرد .