Page 263
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 263 شدن آسایش نخواهد داشت. ناگزیر می شود خود را علنی تر کند؛ با علم کردن بت ها در شهرها، خونریزی گسترده، و مدل های دیگر. شيطان، در نظریه من، بزرگ ترین رودست را در تاریخ عصر غيبت معصوم خورده است . تازه بازی ما در این کتاب دارد جذاب می .شود بانکداری آزاد، عاشورا، ظهور و ایران راه شکست آمریکا، چين و دیگران، دیالکتيک نيست البته اگر اساساً شکست دیگران مهم باشد! چرا که در نظریه آزادی پيروزی و .شکست هيچکس اهميتی ندارد و آنچه اهميت دارد دفاع از حقوق مالکيت فردی است شکست دیگران زمانی معنا دارد که ساختار .فکری دیالکتيکی باشد حال آن که تا پایان کتاب همه چيز بر مبنای نفی دیالکتيک است در نتيجه اگر تفوق یا برتری در کيفيت زندگی و اقتصادی و اخالقی مقصود باشد، راه آن دیالکتيکی نيست بلکه رادیکال تر شدن در دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی است. هرچه آن ها آزادی بدهند، تو باید بيشتر عرضه کنی. عالی ترین شکل آن نيز بانکداری آزاد و پول خصوصی است. و همين است که «شيطان» از آن هراس دارد.
تا زمانی که سرسخت ترین مدافع آزادی و حقوق مالکيت فردی باشم، بر همه پيروز خواهم بود. لشکر دنيا نيز توان پاسخ به من را نخواهد داشت. هرکس بخواهد بر من پيروز شود، باید بيش از من مدافع آزادی و حقوق مالکيت باشد. تنها کسی هستم که به رقيب خود، فرمول شکست خودم را می دهم؛ زیرا اگر کسی بتواند من را شکست دهد، آزادتر خواهد بود و در نتيجه، باز هم به نفع من خواهد بود. ،در واقع قرار بود انسان مؤمن چنين نقطه شکستی نداشته باشد و همواره پيروز باشد. اما بسياری این مفهوم را کامالً برعکس فهميده اند؛ و وقتی برعکس بفهمی، دائماً شکست های خود را پيروزی می پنداری و طبيعی است که دیگران نيز آن را به تمسخر بگيرند . مفهوم آزادی در ایران دو بال دارد که در هيچ کجای کره زمين یافت نمی شوند : ام ر به معروف و نهی از منکرِ حاکمان (دولت ها) در واقعه عاشورا؛ زمينه سازی تحقق آزادی واقعی (کوچک کردن نهاد دولت (شيطان)) و حرکت به سوی آرمان (حذف دولت (شيطان)) برای جامعه منتظر ظهور . نهاد دولت (شيطان) در جهان حذف نمی شود تا زمانی که پرده از حقایق مفهوم آزادی برداشته شود که زمان آن نيز .نامعلوم است ایران، خاستگاه مفهوم آزادی و آخرین سنگر مفهوم آزادی است. اگر امروز از وضعيت خود ناالن هستيم، چه در اقتصاد، چه در سياست و چه در هر چيز دیگر، دليلش این است که آنچه را داریم هنوز به درستی نفهميده ایم و به دنبال مدل های تقلبی بيرونی آن هستيم.
آن هم به دو شکل: حذف مفهوم آزادی از مناسبات اقتصاد سياسی و پيوند زدن سوسياليسم به اسالم، از سر بغض نسبت به آزادی ناقص غربی ؛ حذف مفهوم آزادی (نظام صوری با ثبات آزادی همان دین است) و جست وجو برای مدل های ناقص آزادی غربی عاشورا و ظهور، دو بال محکم برای حفظ پویایی جامعه در مسير مفهوم آزادی هستند؛ اما در طول تاریخ پنهان شده اند و در نظریه آزادی .این امر آشکار شده است