Page 766
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 766 در نظم آزاد، نيروی کار فقط فروشنده ساعت کار نيست؛ حامل دانش، مهارت، خالقيت، اعتماد، تجربه و مسئوليت است. هرچه اقتصاد از رانت پولی، مجوز، انحصار، تورم و مالکيت دولتی فاصله بگيرد، سهم واقعی کار از توليد افزایش می یابد. آنچه در اقتصاد کرونی )(سرمایه داری رفاقتی به نام سهم سرمایه دیده می شود، در بسياری موارد سرمایه نيست؛ رانت نزدیک ،بودن به دولت است. با آزادسازی این رانت می ميرد و سهم کار، مهارت و کارآفرینی واقعی باال می رود. در اینجا رابطه کارگر و مدیر، رابطه دشمن طبقاتی نيست؛ رابطه شرکای نامتقارن در توليد است. اختالف می تواند باشد، دعوای حقوقی می تواند باشد، عزل مدیر می تواند باشد؛ اما اصل رابطه، دشمنی مارکسيستی نيست. هرکس به ميزان اثر واقعی خود بر ارزش آفرینی سهم و پاداش می گيرد.
۹.۶ . کارخانه ها و واحدهای صنعتی در کارخانه ها، انتقال مالکيت باید با حفظ تداوم توليد انجام شود. دولت نباید کارخانه را بفروشد، تعطيل کند، یا مدیریت را ناگهان عوض کند. باید ابتدا وضعيت مالکيت، بدهی، دارایی، قراردادها، موجودی، سفارش ها، ماشين آالت، زمين، نيروی انسانی، انرژی، تعهدات و دعاوی کارخانه شفاف شود.
سپس:
سهام پایه ميان کارکنان همان کارخانه توزیع شود.
سهام مدیریتی مشروط برای مدیران عملياتی تعریف شود.
بدهی های دولتی و بانکیِ ناشی از سياست های دستوری جدا شود.
فروش سهام به بيرون برای دوره گذار محدود شود.
ورود رقبای تازه آزاد شود. قيمت گذاری محصول حذف شود.
واردات مواد اوليه آزاد شود. صادرات محصول آزاد شود.
قرارداد کار آزاد و روشن شود. و کارخانه در برابر سود و زیان خود مسئول شود.
اگر کارخانه در بازار آزاد توان بقا دارد، رشد می کند. اگر ندارد، دارایی آن باید با کمترین زیان و بيشترین رعایت حقوق مالکان، به کاربری بهتر منتقل شود. اما این انتقال نيز باید از مسير مالکيت و قرارداد باشد، نه دستور دولت.
۹.۷ . مدارس مدارس دولتی نباید ناگهان رها شوند. خانواده ها، معلمان، مدیران و کارکنان مدرسه باید به واحد مالکانه آموزشی تبدیل شوند.