Page 114

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 114 .اش نباشد، عمال آنی است که واقعی است. من برای مفهوم آزادی هم مشغول نوشتن یک نظام صوری سازگار و با ثبات و منسجم شدم انواع ليبراليسم و حقوق بشر دارای تناقضات درونی هستند که پيش تر صحبت کردیم. عمال ليبراليسم نظام صوری سازگار ندارد چون اصول موضوعه متنوع و ناقصی دارد و این فقط یک نمونه از ریشه های تناقضات درونی آن است. هر سيستمی که بر یک نظام صوری ناپایدار و بی ثبات سوار شود، ناگزیر به فروپاشی است. به همين دليل این ادعا که ایاالت متحده امریکا و غرب در حال فروپاشی هستند گز اره درستی است اگرچه زمان آن به این سادگی ها که خيلی ها تالش کردند قابل محاسبه نيست و خود نفس عمل محاسبه زمان فروپاشی دیگران بيشتر به زیان محاسبه گر تمام می شود و صد البته که این فروپاشی برای دیگر دولت ها مثل چين و روسيه حتی محتمل ،تر است. در واقع زمان فروپاشی ایاالت متحده امریکا به طور مثال قابل حدس و گمان قوی است که بعد از دولت هایی خواهد بود که بر نظام های صوری ضعيف تر .و ناپایدارتری سوار هستند رسيدن از نظام صوری آزادی به هم ارزی آن با دین وقتی تمام تناقضات و ناپایداری هایی که منجر به نابودی آزادی می شوند را یافتم، به تعدادی اصول موضوعه رسيدم که نتيجه گرفتم نظام صوری باید روی آنان بنا شود و با هيچ گزاره ای به شکل پوزیتيویستی هم قابل اثبات نباشند و در نتيجه دیدم یک همسانی با اصول دین دارند. وقتی به ساخت قضایا و گزاره ها از این اصول ادامه دادم، تمامی تناقضات تمامی تفاسير ی که در تمام ادوار زندگی از زبان افراد مختلف و علمای دین شنيده بودم و من را دین گریز کرده بودند، در نظام صوری خودم حل شدند. در واقع ادعای من این است که نظام صوری که برای مفهوم آ زادی نوشتم، عمال"هم ارز" .با مفهوم دین شده است آزمون واقعی این نظام صوری، این بود که در مورد مباحث بسيار تفسير پذیر و مناقشه برانگيز مانند جهاد و ارتداد و بسياری از چيزهایی که در ابتدا به ذهن انسان نمی رسد به پاسخی بدون تناقض، عينی و توافق پذیر برسد. ویژگی بی همتای نظام های صوری سازگار (منسجم یا با ثبات) این است که خود نگارنده هم می تواند از نظام صوری نوشته شده اش بياموزد. به طور مثال آلبرت اینشتين از نظام صوری منسجم خودش به یک نتيجه غلط رسيد و شخص دیگری با همان اصول موضوعه نظریات اینشتين اثبات کرد که اتفا قاً آن چيزی که خود اینشتين می گوید غلط است درست است. ویژگی ،بی نظير دیگر نظام های صوری منسجم این است که اگر اصول موضوعه و روش استخراج گزاره ها بر اساس قواعد منطق ،سازگار باشند می توانيد حدس بزنيد در مواردی که حتی نمی دانيد چيست، خروجی چه خواهد بود. به طور مثال من با این نظام صوری برای مفهوم آزادی و حقوق مالکيت، توانستم بسياری از روایات و احادیث ضعيف و یا معتبر را سنجش و صحت سنجی کنم و با نتایج روش های دیگر مرسوم مقایسه کنم ببينم که آن ها هم به همين نتایج رسيده اند یا خير؛ این نظام صوری سازگار از این آزمون ه م سر بلند خارج .شد در نتيجه قویاً برای اولين بار در تاریخ ادعا کردم که هيچ گزاره ای در دین وجود ندارد که مخالف یا ناقض آزادی باشد و همه .گزاره های استنتاج شده از اصول دین، از آزادی (حقوق مالکيت و بازار آزاد) دفاع می کنند اگر این نتيجه را بپذیریم، بخش قابل .توجهی حتی بيش از دو سوم علوم انسانی رایج کنونی بالموضوع می شوند وقتی فهميدم که اصول موضوعه ای که با زبان منطق به تحریر درآوردم هم ارز اصول موضوعه دین هستند، علی القاعده نتيجه گرفتم که این دو نظام صوری هم ارز هستند و اینجا بود که فهميدم حقيقتی پنهان شده را دوباره از دل خاک بيرون کشيدم و از آن به بعد بهتر است به جای اتالف وقت و دوباره کاری، به اصل خود دین