Page 520

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 520 است که می توانند نسبتِ ایران، دین، آزادی، و حقوق مالکيت را دوباره روشن کنند. اگر روزی کاوش های باستان شناختیِ جدی و گسترده در ایران آزاد شود، هر چه خاک این سرزمين بيشتر کنار برود، ردّ عظمتِ دفاع از آزادی، پيمان، و حقوق مالکيت روشن تر خواهد شد.

از این منظر، حتی اگر غرب روزی کار به وسيله دخالت نظامی وارد ایران شده و کندوکاوِ پرهزینه را انجام دهد، سود نهاییِ آن لزوماً به نفع خودِ غرب تمام نمی شود؛ ممکن است نتيجه ی نهایی، بيش از هر چيز، به نفع مردم ایران باشد. چون هر چه از زیر خاک ایران بيرون بياید، می تواند ایرانی را از توهماتِ رایجِ امروز دورتر کند: نه گولِ عرفان را بخورد، نه گولِ حکومتِ علمی، نه فریب ِحکومتِ دینی تحریف شده، و نه فریب غرب و شرق را. آن وقت خودِ ایرانی، از دلِ شواهدِ تاریخ، دوباره می فهمد که دین در طول تاریخ برای او چه بوده اس:ت سپر و شمشیرِ دفاع از آزادی.

برای خيلی ها آثار باستانی فقط مسئله ی توریسم، درآمدزایی، یا هویتِ فرهنگیِ کلی اند. برای من، این ها پازل های کشف حقیقت .اند هر قطعه ای که تخریب می شود، فقط یک تپه یا محوطه از بين نمی رود؛ یکی از کليدهای قفلِ فهمِ ما از نظریه های بنيادینِ تاریخ بشر از دست می رود. در این معنا، تخریبِ محوطه های تاریخی، تخریبِ خاک و سنگ نيست؛ تخریبِ گنجِ دانشِ بشری است.

اگر دین را واقعاً از جانب خدا بدانيم، باید از هر کسی که کاوش باستان شناختی می کند تشکر کنيم، حتی اگر چيزی پيدا کند که در نگاه نخست عليه روایت های دینی به نظر برسد. چون حقيقت از اضداد نيز خود را نشان می دهد. من خودِ نظریه آزادی را، تا حد زیادی، از خاللِ دیدنِ همين اضداد ساخته ام: از عرفان ها، مدعيانِ دینِ ضدآزادی، و همه ی صورت هایی که آزادی را نقض کردند. در بسياری موارد، پيدا کردنِ ضدّ حقيقت، خودْ گامی به سوی یافتنِ حقيقت است. برای همين است که می گویم حتی کشفِ آثارِ ظاهراً ضددینی هم می تواند در نهایت، در یک منفی ضرب شود و ما را به نتيجه ی درست تر برساند.

نيم قرن است که به جای کشف، بيشتر شاهد تخریب بوده ایم. این فقط یک مصيبتِ فرهنگی نيست؛ ادامه ی همان پروژه ی چندصدساله و چند هزارساله ای است که در آن، تاریخ باید سوراخ سوراخ بماند تا شيطان در همين حفره ِها زیست کند و دیالکتيک، جنگ، و فراموشی .محور آزادی را بازتوليد کند نظریه آزادی نيز دقيقاً همين را در محور پنهان کردنِ آزادی در تاریخ و رمزگشایی تاریخ پنهان دنبال می کند . یقین به نظریه و انتظار برای خروجِ شواهد از زیر خاک در این جا باید یک نکته را صریح بگویم: من در صحتِ آن چه تا این جا از نظریه آزادی بيان کرده ام، به همان اندازه مطمئنم که در جدول ضربِ ریاضی. این گزاره از سرِ هيجان نيست؛ از آن جاست که نظامِ صوریِ منسجمِ آن را یافته ام و هرجا آن را با تاریخ، دین، عرفان، و واقعيت های اجتماعی محک زده ام، ناسازگاریِ درونی در آن ندیده ام. از این منظر، نظریه عمالً تمام شده است؛ آن ،چه باقی مانده آشکارشدنِ تدریجیِ شواهد و قطعه های بيشتری از همان پازلی است که زیر خاک ایران مانده است.