Page 713
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 713 این ناشناختگیِ آینده، خود بخشی از سازوکار مهار قدرت است و خود بخشی از سازوکاری است که امکان به قدرت رسيدن افراد نامعتمد، دروغگو، سياستمداران حقه باز، با شعارها و وعده های دروغ و تشنه قدرت یا دارای صبر و تحمل کم را می.گيرد چرا که افرادی در جامعه به کاندیداهای بالقوه تبدیل می شوند که یک عمر با دست آخر پنهان نظریه بازی .ها، واقعاً سبک زندگی سالم دارند یعنی : اعتماد عمومی←
بيعت زنده ← اطاعت محدود و اگر این اعتماد از ميان رفت: نقض اصول حداقلی←
سلب بيعت ← سقوط مشروعي ت در نتيجه، کسی نمی تواند با نقش بازی کردن، شعار، عوام فریبی، و انباشتِ تدریجیِ سرمایه نمادین، سال ها منتظر بماند تا در بزنگاهی خاص به سلطه برسد. چون نه زمان زوال حاکم فعلی معلوم است و نه لحظه سلب پيمان از او. از همين رو، در نظم اجتماعیِ برآمده از نظریه آزادی، آنانی مورد بيعت قرار می گيرند که در واقعیتِ مستمرِ زندگی اجتماعی، معتمد بوده اند ، نه کسانی که صرفاً در صحنه سياست خوش بيان تر یا فرصت طلب تر بوده اند.
5
جامعه آزاد، قدرت باالیی برای عزل حاکم دارد در نظریه آزادی، جامعه بر پایه ترکيب زیر نيرومند می شود:
حقوق مالکيت فردی ←
آزادی سالح ← نظم ِبازار غيرسلسله مراتبی ← اعتماد اجتماعی این ساختار، قدرت عزل و مهار باالیی ایجاد می کند. بنابراین، حاکمی که جامعه را به سمت ناامنی، جنگ افروزی، مداخله در مالکيت مردم، یا تخریب نظم بازار و اعتماد عمومی ببرد، نمی .تواند پشت عنوان دینی، رأی انتخاباتی، یا موقعيت تشریفاتی خود پنهان شود مشروعيت او وابسته به بقای پایبندی اش به همان اصول حداقلی است.
6
اطاعت در نظریه آزادی، اطاعت از شخص نیست؛ اطاعت از مسیر است اطاعتی که از این آیه فهم می شود، در چارچوب نظام صوری منسجم نظریه آزادی، چنين است:
اطاعت از کسی که اوامر او در راستای حقوق الهیِ بندگان خدا باشد؛ یعنی در راستای مالکيت فردی، اراده آزاد، وفای به عهد، عدالت در قراردادهای داوطلبانه، و دفاع از امنيت جامعه.
در نتيجه، جامعه از «شخص» اطاعت نمی کند، بلکه از مسيرِ منطبق با حق اطاعت می کند . و به محض خروج حاکم از این مسير، نه تنها اطاعت الزم نيست، بلکه سلب بيعت و پيمان ضروری می شود .