Page 750

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 750 با این مدل، انرژی نه ابزار سرکوب می .شود، نه ابزار پوپوليسم، نه ابزار رانت، نه ابزار قاچاق، نه ابزار کسری بودجه، و نه بمب سياسی انرژی به حق مالکانه تبدیل می شود. وقتی حق مالکانه روشن شد، قيمت از دل مبادله کشف می ،شود. وقتی قيمت از دل مبادله کشف شد توليد، مصرف، صرفه جویی، سرمایه گذاری و نوآوری در مسير درست قرار می گيرند.

گام هشتم: تصریح مالکيت زمين و مشاعات مکانی بحران زمین، بحران کمبود زمین نیست؛ بحران مالکیت است. پس از منع شوک، تثبيت مالکيت های غيرمناقشه ای، شفاف سازی دارایی ها، ایجاد زیرساخت حقوقی، آغاز آزادسازی بازارها، آزادی پول و تصریح مالکيت انرژی، باید مسئله زمين و مشاعات مکانی تعيين تکليف شود. در ترتيب نهایی، زمين باید پيش از انتقال مالکيت بنگاه های دولتی و عمومی بياید؛ زیرا بسياری از بنگاه ها، مدارس، بيمارستان ها، کارخانه ها، نيروگاه ها، دانشگاه ها و شرکت های دولتی روی زمين هایی قرار دارند که مالکيتشان معوج، دولتی، وقفی، شهری، منابع طبيعی یا مشاع است. اگر بنگاه منتقل شود ولی زمين آن روشن نباشد، مالکيت بنگاه ناقص و مناقشه برانگيز می ماند.

،زمين فقط دارایی اقتصادی نيست؛ زمين پایه تمدن است. مالکيت زمين، نسبت انسان با مکان، خانواده، توليد، امنيت، ميراث، مسئوليت آبادی و دفاع را تعيين می کند. جامعه ای که مالکيت زمين در آن مبهم، دولتی، رانتی، مصادره شده یا گرفتار مجوز باشد، دیر یا زود دچار بحران مسکن، مهاجرت، حاشيه نشينی، نابودی کشاورزی، فساد شهرداری، رانت شهرسازی، تخریب محيط زیست و بی ریشگی اجتماعی می شود.

بحران زمين در ایران فقط نتيجه افزایش جمعيت یا کمبود زمين نيست. ایران کشور کم زمين نيست. بحران اصلی، مالکيت معيوب و دولتی سازی قلمرو است.

در دو قرن اخير، مالکيت زمين در ایران چند ضربه اصلی خورده است:

بخشی از زمين ها از مسير زور سياسی، تصرف حاکمان، قدرت محلی، تيول، وقف های پيچيده، رابطه های درباری و بی ثباتی حقوقی از مدار مالکيت روشن خارج شده اند.

دولت مدرن به تدریج خود را مالک یا قيم بخش عظيمی از منابع طبيعی، زمين های فاقد سند، مشاعات، مراتع، جنگل ها، کوه ،ها، سواحل حریم شهرها، حریم روستاها، معادن، آب، راه ها و زیرساخت ها دانسته است.

اصالحات ارضی، اگرچه در ظاهر انتقال مالکيت بود، اما با انتقال دانش، مقياس، سرمایه، مدیریت، ذخيره سازی، بازار، ابزار مالی و زنجيره بهره وری همراه نشد. زمين خرد شد، مقياس اقتصادی کاهش یافت، روستا تضعيف شد، کشاورزی ضربه خورد، و مالکيت تازه، بدون بستر مسئوليت و بهره وری، گاه به فقر و مهاجرت تبدیل شد.