Page 186

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 186 دولت← تحميل هزینه خطای دولتمرد به بی گناهان ←

ِنقض شخصیِبودن مسئوليت ← مخالفت با عدل الهی ←

ِنسبت شيطانی برابریِ حيثیِ انسان ها؛ ایمانی پيش از علم اینکه بپذیریم هيچ انسانی حقِ برتریِ وجودی و سلطه بر دیگری ندارد، چيزی از جنس ایمان دینی است، نه محصولِ صرفِ علم.

در حالت عادی، انسان ها غالباً خود را از دیگری برتر می بينند، یا دست کم برای برتریِ برخی بر برخی، دالیل گوناگون ــ و گاه علمی نما ــ می آورند: نژاد، قدرت، هوش، تخصص، ثروت، قبيله، یا هر چيز دیگر. اما آزادی از جایی آغاز می شود که این منطق شکسته شود: از جایی که انسان بپذیرد هيچ کس حق ندارد به اعتبارِ این برتری های ادعایی، بر بدن و مال دیگری دست اندازی کند یا او را به بندگی بگيرد.

پس مراد من از برابری، برابری اقتصادی یا برابرسازیِ دستوری نيست. برعکس، من بنيان را حقوق مالکيت می دانم، نه برابری اقتصادی. مراد من، برابریِ حيثیِ انسان هاست: این که هيچ انسانی مجاز نيست خود را در جایگاه خدا بنشاند و برای دیگری حقِ سلطه، تصرف، و تعيين تکليف قائل شود.

از همين جاست که یکی از ریشه های اصلیِ نقض آزادی و حقوق مالکيت روشن می شود: هرجا انسان، انسانی دیگر را ذاتاً پایين ،تر کم حق تر، یا سزاوارِ تصرف و هدایت اجباری بداند، راهِ تعرض به آزادی او باز می شود. پس پذیرشِ برابریِ حيثیِ انسان ها، شرطِ اخالقی و ایمانیِ الزم برای دفاع از آزادی است.

ایمان به اینکه هيچ انسانی حقِ خدایی کردن بر دیگری ندارد← پذیرش ِبرابری ِحيثی انسان ها ←

ِنفی ِحق برتری جویی و سلطه ←

احترام به بدن و مال دیگری ← امکان آزادی و حقوق مالکيت نقض آزادی و حقوق مالکيت دیگری← توجيه سلطه ← پذیرش ِبرتری برخی بر برخی ←

ِترک ِبرابری ِحيثی انسان ها جمع بندی تا اینجا: دین به مثابه تنها نظام صوری آزادی شما نظام های صوری (نظریه ها) تمام فالسفه آزادی را بنویسيد و اصول موضوعه آنان را استخراج کنيد، به هيچ نظام صوری سازگار و منسجم و باثباتی (که هيچ دو گزاره استنتاجی متناقض یا اصول موضوعه متناقض یا گزاره استنتاجی متناقض با یکی از اصول موضوعه .ندارند) از مفهوم آزادی نخواهيد رسيد ،اگر برای مفهوم آزادی از ابتدا قرار باشد یک نظام صوری سازگار و باثبات که اصول موضوعه آن متناهی باشد و عينی و توافق پذیر باشد بنویسيد، به اصول دین خواهيد رسيد که تا اینجا به سه مورد آن پرداختيم که یک مورد آن نبوت نياز به بسط بيشتری در آین ده دارد. از روند باال به این نتيجه می رسيم که در واقع، دین نه برای پاسخ همه سواالت امور عقلی بشری بلکه برای پاسخ به نياز به مفهوم آزادی آمده است (اگر دین برای سایر امور عقلی بشری آمده باشد یا نيامده باشد را من نمی دانم و نم ی توانم ادعای خودم را به شکل یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی بنویسم بنابراین اگر کسی ادعایی برای هدف دیگری دارد باید به )همين شکل بتواند به شکل آکسيوماتيک آن استدالل را بيان کند تا اثبات ادعایش باشد یا دست کم قابل توافق باشد . و یادآوری مهم