Page 600
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 600 عرفان و جعل شيطان از مفهوم ریاضت حاال نکته چيست؟ نکته این است که عرفان، این مسير را از بين می برد، تحریف می کند، جعل می کند و منحرف می کند. چگونه؟ می آید و می گوید تو باید ریاضت بکشی تا آن ماجرای وحی الهی بر تو نازل شود، تا آن به اصطالح gnosis ، آن عرفان، یا آن دانش برتر به تو برسد. این حرف عرفان غلط است. چرا؟ برای اینکه ریاضتی که باید کشيده شود، از آن جنسی نيست که عرفا می گویند. تو همين که همواره حواست باشد حقوق مالکيت دیگران را رعایت کنی، در دنيایی که کسی حق دیگری را رعایت نمی کند، نسبت به دیگران سختی می کشی و تحت فشار قرار می گيری. این همان ریاضتی است که منجر می شود به آن چيزی که من دیگر نامش را عرفان نمی ،گذارم بلکه آن را وحی الهی می.نامم ریاضت واقعی در برابر ریاضت جعلی ریاضتی که شما فقط باید بکشيد، این است که حقوق مالکيت، آزادی و اراده آزاد کسی را نقض نکنيد. همين؛ تمام. ریاضتی که شما باید بکشيد این است که مثالً پولی را که از ربا به دست می آید نخورید. اگر این کار را نکنيد، در واقع ریاضت کشيده اید؛ نه از آن جهت که خود را نابود کرده اید، بلکه از آن جهت که لذت اضافه دنيویِ نامشروع نبرده اید. نه اینکه شما غذا خوردن خود را قطع کنيد، گياه خوار شوید، یا به شيوه های دیگر به خودتان سختی بدهيد و خود را از نعمت های خدا محروم کنيد و به گوشه خانقاه بروید تا مثالً به شما وحی الهی شود. ن ه، عزیز من. تنها ریاضتی که باید بکشيد این است که اضافه نخواهيد، بيش از حق خود نخواهيد، چيزی ورای تالشی که کرده اید از دیگران طلب نکنيد، اراده آزاد دیگری را نقض نکنيد، و حقوق مالکيت و آزادی کسی را زیر پا نگذارید. اکنون ما در دورانی هستيم که اگر فقط همين چند کار را بکنيد، حتماً دچار ریاضت می شوید. من خودم این را تجربه کرده ام. اما آیا من مثالً گوشت نخوردم و فقط گياه خواری کردم؟ نه. من گوشت خودم را خوردم. من لذت های دنيوی را هم، تا جایی که مستلزم نقض حقوق مالکيت دیگری نبود، بردم. ُّیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبَ الْمُعْتَدِین ﴿ ۸۷ ﴾ سوره المائدة ًای اهل ایمان! چيزهای پاکيزه ای را که خدا برای شما حالل کرده بر خود حرام نکنيد، و [از حدود خدا] تجاوز ننمایيد؛ یقينا .خدا متجاوزان را دوست ندارد منظور از متاع بی ارزش دنيا همين موارد است، نه اینکه ثروت افزایی و ایجاد رفاه بد باشد. تمام اهل بيت (ع) در حال تجارت و کسب وکار بودند و از دین کاسبی نمی کردند؛ بلکه اگر وجوهاتی از دین در اختيارشان قرار می گرفت، آن را امانت دارانه در مسيرهایی که خداوند تعيين کرده بود هزینه می کردند؛ یعنی در کمک به درراه ماندگان، یتيمان و امثال آن. عرفا و فالسفه اسالمی این «متاع بی »ارزش دنيوی را تحریف می کنند و آن را به این معنا می گيرند که به طور کلی مال دنيا بد است. نه آقا، کجا گفته اند بد است؟ همه ،جا توصيه به آبادگری خلق رفاه و تجارت کرده اند. آن متاعی بد و بی ارزش است که بر پایه نقض حقوق مالکيت فردی دیگران بنا شده باشد؛ همان چيزی که