Page 254
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 254 من خودم تا آن زمان این چيزها را به هم ربط نداده بودم، اما انگار این آدم از مریخ آمده و این چيزی است که می :بيند. او گفت" شما دارید با نيروی محرکه فرهنگی ای زندگی می کنيد که در واقع دارد شتابش را از دست می دهد .اما اگر به ۱۵۰
یا۲۰۰
،سال پيش برگردید تقریباً همه مردم آمریکا آخر هفته به کنيسه یا کليسا می رفتند و آنجا از سوی کسانی که برایشان احترام قائل بودند یاد می گرفتند که باید داوطلبانه از همه قواعد پيروی کنند؛ چون حتی اگر پليس هم آن ها را ،نگيرد خدا آن ها را خواهد گرفت ."
بنابراین باید صادق باشيد. هر وقت تعهدی می دهيد، صداقت اقتضا می کند که به آن پایبند بمانيد. باید به مالکيت دیگران احترام بگذارید و هرگز آن را از آنان نگيرید. جان و آزادیِ آنان به همان اندازه جان و آزادی شما ارزشمند است .او گفت :"چون بيشتر آمریکایی ها در بيشتر اوقات به صورت داوطلبانه از قواعد پيروی کرده،اند دموکراسی کار می کند." حتی اگر پليس هم ِدم ِدر خانه ات نياید تا تو را به زور وادار ،کند مالياتت را می پردازی؛ چون ما این گونه تربيت شده،ایم و ریشه این ،وضعيت ادیانی بوده اند که آن اخالق را در ما نهادینه کرده اند.
بعد او گفت کافی است به اطراف دنيا نگاه کنيد؛ جاهایی که آمریکا وارد کشوری شده و با یک اشاره گفته: ما همين جا و همين حاال دموکراسی می خواهيم. اگر آنجا بنيان دینیِ الزم وجود نداشته باشد ــ و منظورم هر دینی نيست، بلکه دینی است که آن قواعد خاص را تعليم دهد و چنان نفوذی در زندگی مردم داشته باشد که مردم به طور غریزی آن قواعد را دنبال کنند ــ اگر بخواهيد بازار آزاد و دموکراسی را به کشوری وارد کنيد که چنين بنيانی ندارد، حاصل فقط آشوب خواهد بود؛ مانند هائيتی، که چون آن پایه را نداشت، ما کوشيدیم دموکراسی و بازار آزاد را بر آن تحميل کنيم و نتيجه فقط فروپاشی کامل نظم اجتماعی شد. تا حد زیادی در روسيه هم همين اتفاق افتاد.
پس نخستين نگرانی من درباره نظام ما این است که اگر در ميان مدیرعامل،ها غریزه ای برای تبعيت داوطلبانه از قواعد ــ که ًمعموال از یک سنت دینی زاده می شود ــ وجود نداشته ،باشد سرمایه داری ًاصال کار نمی کند .اگر صداقت برای تو امری غریزی ،نباشد هيچ راهی برای نظارت و تحميل آن وجود ندارد .من بارها به آن گفت وگو با آن اقتصاددان مارکسيست فکر کرده،ام و می بينم که بسياری از نهادهای جامعه ما می کوشند دین را از عرصه عمومی بيرون ،برانند بی آن که بفهمند همين نهادها هستند که در وهله اول آزادی های ِمدنی ما را به ما داده اند.
پس مسئله فقط به مدیرعامل ها محدود نمی شود؛ اما اگر مدیران عامل آن تعهد به صداقت را با خود نياورند، بسيار دشوار است که بتوان آن را کنترل کرد یا بعداً در وجودشان ایجاد کرد.
نکته دوم این است که اقتصاددانان با این تصور که مدیران ِمسئول حداکثر ِکردن ارزش سهامداران،اند خدمت بسيار بدی به سرمایه داری کرده اند .معلوم می شود خدا این آموزه را به هيچ یک از پيامبران وحی نکرده بود؛ بلکه این اقتصاددانان قرن نوزدهم بودند که هنگام ساختن مدل های ِریاضی مسائل خرداقتصادی آن را مطرح کردند .ابزار اقتصاددانان حساب دیفرانسيل و انتگرال است .و حساب شما را