Page 542
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 542 در این مدل، مصلحت شرکت بر مصلحت فرد مقدم می شود، هویتِ شخصی در هویتِ جمعی حل می شود، و مدیرعامل به تدریج به محورِ نوعی فرقه سازمانی بدل می گردد. این همان منطق قدیمیِ دولت پرستی است، فقط در مقياسی کوچک تر و در لباسی مدیریتی تر.
از همين جا می توان فهميد که چرا بسياری از حاکمان تاریخ، وقتی ادیان را از درون تهی می کردند، می ْکوشيدند کالتی بسازند که خود مدیرعاملِ آن باشند و روحانيون، مدیران منابع انسانیِ آن ساختار. در جهان باستان، شاه خود را واسطه آسمان و زمين می دانست . در جهان ،مدرن این منطق فقط لباس عوض کرده است : ،گاه در قالب دولت ،گاه در قالب ملت ،گاه در قالب روح جمعی و گاه حتی در قالب دموکراسی ای که می کوشد از دیالکتيک مردم و استيت، نوعی خدای زمينی بسازد.
در مقابل، یک الگوی دیگر هم برای فرهنگ سازمانی وجود دارد : سازمانی که نمی خواهد برای خود فرقه بسازد، بلکه فقط می خواهد محيطی آرام، شفاف، و قابل اعتماد فراهم کند تا فرد در آن، آزادتر، مسئول تر، و خالق تر عمل کند. در این مدل، سازمان نمی کوشد جای خدا، خانواده، ميهن، یا هویتِ شخصیِ انسان را بگيرد. فقط یک بستر همکاری است، نه یک معبد.
از این رو، می توان گفت که ما با دو نوع فرهنگ سازمانی روبه رو هستيم :یکی فرهنگی که می خواهد با مناسک و هویت سازی، فرقه ِپرستش شرکت و مدیرعامل بسازد؛ و دیگری فرهنگی که با حفظ مرزها، آرامش، و احترام به فرد، می کوشد آزادی و مسئوليت پذیری را تقویت کند. در منطق نظریه،آزادی نوع ،اول ِصورت کوچک شده همان ِعرفان دولت پرست و جمع گراست؛ و نوع دوم، تا جایی که از بندگیِ غيرخدا فاصله می گيرد و آزادی و حقوق مالکيت فرد را محترم می شمارد، به حقيقت نزدیک تر است.
نهایتاً، چه در شرکت و چه در ملت، سعادتِ جمعی از دلِ بندگیِ غيرخدا بيرون نمی آید. ،راه سالمت این است که هيچ مدیرعامل رئيس جمهور، حاکم، حزب، ملت، یا دولتی به مقام امر قدسی باال کشيده نشود. هرجا این بت سازی رخ دهد، آزادی رو به زوال می رود؛ و هرجا مرزها حفظ شود و فرد آزاد بماند، جمع نيز سالم تر و کامياب تر می شود. مناسک و قواعد تکرارشونده سازمانی ←
هویت سازی جمعی ←
ِارجحيت مصلحت شرکت بر فرد ←
ِتضعيف آزادی و ِمالکيت فردی ← فرقهِسازی سازمانی منابع انسانی و مناسکِ تکرارشونده←
ِعرفان سازمانی ← CEO-cult ← جمع گرایی←
ِتضعيف آزادی د فر آرامشِ سازمانی و محيطِ آزاد ←
مسئوليتِپذیری فردی ←
ِحفظ ِمرز شرکت و شخص ←
ِتقویت آزادی ←
ِسالمت جمع رازِ پنهان، گناه، و شرطِ سالمتِ هر گروه ِبرای همين است که من به هيچ گروه مخفی، هيچ حقيقتی که باید رازِ بينِ ما بماند، و هيچ رازی که زندگیِ کسی را در گروِ رازداری دیگری بگذارد، اعتباری نمی دهم. چنين رازهایی، تا آن جا که عقل من قد می دهد، از جنسِ گناه، حق خوری، و آلودگی اند.
رازِ سالم و افتخارآميز، بسيار نادر است؛ چون انسان معموالً موفقيت، خير، و آن چه مایه ی رشد و افتخار است را پنهان نمی کند، بلکه