Page 709
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 709 باشد. چرا که هر بی نظمی و هرج و مرجی خودش سازنده یک وضعيت دیالکتيکی است و انسجام نظریه را دچار تناقض درونی می .کند پس باید .برای وضع امروز، یک نقشه هدایت از نظم قبلی به نظم جدید داشت به لحاظ اجرایی یک پيمان و یا بيعت لحظه ای، مشکلی وجود ندارد، چه کاغذی و چه رمزگذاری شده به صورت آنالین یا بالکچين یا .هر مدل دیگری شدنی است. این مسئله بيش از هزار سال پيش حل شده بود دیگر برای امروز که ساده است اینجا بحث نظری و مفهومی .است و بحث بيان تاکتيک های اجرایی نيست شرط اول این است که یک نظم اجتماعی مستقر باید با گوش و تجربه های نزدیک ایرانيان آشنا باشد. بنابراین جمهوری اسالمی یا .پادشاهی مشروطه، آخرین تجربيات آشنا به گوش ما هستند .از هرکدام از این نظم ها، باید یک هدایت امن داشت اگر امروز نظم موجود بخواهد اصالح شود، یا حتی اگر روزی پادشاهی مشروطه ای برقرار شود، باز هم قانون اساسی باید فقط یک قطب نما باشد : هر ثانيه گزارش دهد که چگونه دولت را کوچک تر می کند، چگونه از حقوق مالکيت دفاع می کند، و چگونه به سمت حذف انحصارهای خود حرکت می کند. مجلس هم اگر هست، فقط باید قوانينی بگذراند که در جهت کوچک شدن دولت باشد. هر قانون مخالف آزادی های فردی و حقوق مالکيت باید وتو شود. وگرنه خود حاکم نيز مشروعيتش را از دست خواهد داد. در گفتمان من شورای نگهبان یا مجلس مهستان یا ،مجلس موسسان مجلسی است که مدافع آزادی و حقوق مالکيت فردی بر اساس همون اصول حداقلی و قابل توافق بين همه ایرانيان با .هر دین و آیينی است شورای نگهبان حقوق مالکيت فردی، مجلس مهستان آزادی یا هر نامی مشابه آن. مرور چند باره قانون اساسی در سه ماده اگر قرار باشد روزی قانون اساسی ای برای ایران نوشته شود که ایرانی ترین و دینی ،ترین پیمان میان مردم باشد می توان آن را در سه ماده خالصه کرد—بی آن که حتی نامی از »«دین برده شود:
۱ . آزادی به معنای حقوق مالکيت است: مالکيت فرد بر خود، بر اراده آزاد خود، و بر دسترنج خود . ۲ . این آزادی و حقوق مالکيت را خداوند به انسان داده است: و هيچ کس حق نقض آن را ندارد. ۳ . کسانی که دو ماده اول را می پذیرند، متعهد می شوند از یکدیگر در برابر ناقضان این دو اصل دفاع کنند. مدعا این است که با پذیرش همين سه ماده، می توان به عالی ترین شکل از یک نظم سياسی رسيد که هم زمان واجد عناصر «ملی ایرانی » و «دینی» باشد؛ زیرا این دو مفهوم، در این چارچوب، در یک نقطه به هم می رسند. در این صورت، نظمی خواهيد داشت که می توان آن را ملی دانست، بدون آن که نامی از ایران برده شود؛ و دینی دانست، بدون آن که تصریحی به دین صورت گيرد.