Page 813

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 813 تعطيلی مسئوليت انسان تبدیل شود. انسان باید تا آن روز، از حق، مالکيت، آزادی، خانواده، بازار، دین و جامعه خود دفاع کند؛ نه با تصرف قدرت به نام دین، بلکه با ساختن نهادهای آزاد و ایستادن در برابر نقض حق.

این کتاب همچنين ميان کشف حقيقت و ادعای رسالت تفاوت گذاشت. نظریه آزادی نيازی به ادعای پيامبری، امام زمانی، نيابت خاص یا ارتباط اختصاصی با غيب ندارد. حقيقت نوشته شده بود. آیات، روایات، عقل، منطق، بازار، تجربه، تاریخ، زبان، ریاضيات و روش شناسی پيش چشم انسان بودند. کار این نظریه آوردن دین جدید نيست؛ رمزگشایی از حقيقتی است که از پيش آشکار بوده، اما زیر الیه های عرفان، فلسفه، دولت پرستی، خرافه، تحریف تاریخ و تفسيرهای قدرت محور پنهان شده است.

هيچ انحصاری برای درک حقيقت وجود ندارد. خداوند، پيامبران و اهل بيت عليهم ،السالم ملک اختصاصی هيچ طبقه، صنف، سازمان حکومت، حوزه، حزب یا فرقه ای نيستند. حقيقت، اگر حق است، باید عمومی، عيان، قابل فهم، قابل سنجش و قابل دعوت باشد. انحصار حقيقت، نقض آزادی است؛ رانت معرفتی است؛ و هرکس ادعای انحصار خدا، پيامبر، اهل بيت یا دین را داشته باشد، در امتداد عرفان قرار گرفته است، نه در امتداد دین حقيقی.

از همين رو، این پروژه پروتستانتيسم اسالمی یا شيعی نيست. زبان آن زبان شورش عرفانی، فرقه .سازی یا اصالح دینی از نوع غربی نيست زبان آن، زبان عقل، منطق، نظام صوری، اصول موضوعه، حقوق مالکيت فردی و سازگاری است. پرسش اصلی آن این است: آیا می توان برای آزادی، یک نظام صوریِ متناهی، غيرمتناقض، عينی و قابل اجرا ساخت؟ و پاسخ آن این است که فقط وقتی آزادی به حقوق مالکيت فردی بازگردانده شود، و حقوق مالکيت به منشأ الهی حق، و منشأ الهی حق به وحی، و وحی به دین حقيقی، چنين نظامی ممکن می شود.

در عصر هوش مصنوعی، این مسئله از سطح بحث های نظری فراتر می رود. ماشين با ابهام، ذوق، تأویل، مصلحت سنجی بی قاعده و تناقض کنار نمی آید. اگر بشر نتواند یک نظام اخالقی سازگار، قابل صورت بندی، قابل آموزش و غيرمتناقض برای ماشين بنویسد، ماشين یا در خدمت دولت توتاليتر قرار می گيرد، یا به ابزار کنترل، سرکوب، جعل واقعيت و نابودی آزادی تبدیل می ،شود. اخالق مبهم، عرفانی فایده گرایانه، دیالکتيکی، دولت محور یا نسبی گرا، ماشين را مهار نمی کند؛ بلکه تناقض های انسان را با قدرتی چندبرابر اجرا می کند.

اینجاست که نظریه آزادی، تحدی نهایی خود را مطرح می کند. اگر دینی، مکتبی، فلسفه ای یا ایدئولوژی ،ای مدعی هدایت انسان است باید بتواند اصول خود را به شکل روشن، محدود، غيرمتناقض، قابل استنتاج و قابل اجرا بيان کند. اگر نتواند در سطح ماشين، که اراده آزاد ندارد، نظام اخالقی سازگار توليد کند، چگونه می تواند مدعی هدایت انسان آزاد و مختار باشد؟ اگر دین حقيقی، نظام صوری دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی است، باید بتوان دست کم بخش دنيوی، رفتاری، حقوقی و اجتماعی آن را به زبان ماشين ترجمه کرد . در این معنا، هوش مصنوعی داور جدید سازگاری نظام های اخالقی است. دیگر نمی ،توان فقط با خطابه، لباس، سنت، شهرت، قدرت عنوان، احساسات یا تفسيرهای دلخواه، مدعی دین، اخالق، عدالت یا آزادی شد. هر دستگاه فکری باید نشان دهد که آیا می تواند از