Page 229

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 229 منابع بدون مالک از طریق «کار» یا استفاده واقعی به مالکيت درمی آیند. انتقال داوطلبانه (Voluntary exchange)

مالکيت فقط از طریق قرارداد آزاد منتقل می شود. حفره های درونی این اصل از نظام صوری ارائه شده توسط روتبارد :نيز می توان این گونه مطرح کرد که حفره۱ :ابهام در تصاحب اولیه: چه مقدار استفاده کافی است؟ مرز منبع چگونه تعیین می شود؟ آیا دیدن، حصار کشیدن، یا کار کردن، هر سه یکسان اند؟ حفره۲ :مشکل تاریخیِ آغاز پاک : اصل۳ فقط وقتی خوب کار می کند که مالکيت اوليه مشروع بوده باشد.

اگر تصاحب اوليه در تاریخ با زور آلوده شده باشد، کل زنجيره بعدی مشکوک می شود.

حفره۳ :نبود مبنای ایجابی :این نظام بيشتر می گوید که چه کاری نکن و به چه چيزی تعرض نکن اما کمتر می گوید یا اصال نمی گوید که چرا باید اخالقاً خودم را مقيد بدانم؟ چرا وقتی می توانم سلطه پيدا کنم، این کار را نکنم؟ اینجا ضعف انگيزشی و متافيزیکی پيدا می شود.

حفره4 : مبنای حقوق مالکيت را حقوق طبيعی می داند که آن را از قانون طبيعی متأثر می داند. قانون طبيعی را هم علمی می داند که مشابه باقی علوم مثل فيزیک از مطالعه انسان پدید می .آید حفره اول را حضرت محمد (ص) پاسخ داده است: هرکس زمين مرده ای را آباد کند مالک آن خواهد بود. استدالل هایی که از این اصل قابل استخراج است.به راحتی حفره اول روتبارد را کامل می کند حفره دوم همان مشکل در تعریف"عدالت " .و برقراری عدالت است به همين دليل است که همين امروز هيچکس نمی تواند این زنجيره مالکيتی را که در بسياری از حلقه های آن نامشروع و با توسل به زور انجام شده است را پاسخ دهد. اینجا ما از اصل ظهور منجی برای .برقراری عدالت به عنوان آرمان استفاده می کنيم تا در حد ممکن از وخيم تر شدن این زنجيره پرهيز کنيم آیه قرآن که می فرماید َّأَن َالْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُون که ترجمه این آیه می شود" که زمین را بندگان شایسته (و صالح) من به ارث خواهند برد" و :جای دیگری می فرمایدَوَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین که ترجمه آن می شود" اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین نعمت بخشیم، و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم" . در واقع اینجا نيز به روشنی گفته شده است که حل این مسئله زنجيره مالکيتی نامشروع یک آرمان بر مبنای عدل الهی است و انسان به تنهایی توان تحقق آن را ندارد و تالش در تحقق آن فقط اوضاع را به شکل"تبعيض مثبت و روش های دولت پرستان"