Page 679

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 679 در چارچوب نظریه آزادی، اگر در جامعه ای احساس آزادی می کنيد، ممکن است دین در آن جامعه حاضر باشد یا نباشد؛ زیرا ممکن است بخشی از آثار دین، در فرهنگ، سنت، اخالق بازار، و حافظه جمعی رسوب کرده باشد، بی آن که نام دین به صراحت در ميان باشد . اما اگر در جامعه ای احساس خفقان، ترس، و نبود آزادی می کنيد، دین یا در آن مصادره شده، یا در حال نابودی است، یا از ابتدا در آن حاضر نبوده است.

در سطحی عميق تر، نسبتِ اعتماد با دین و ثروت نيز همين گونه است. اگر در جامعه ای افراد به یکدیگر یا حتی به حاکمان اعتماد داشته باشند، ممکن است آن جامعه یا از بقایای دین بهره مند باشد، یا از سطحی از ثروت و فراوانی که موقتاً جای بعضی کارکردهای دین را گرفته است، و چه بسا از هر دو. اما اگر اعتماد در جامعه ای رو به زوال باشد، یا از ابتدا شکل نگرفته باشد، این یکی از نشانه های مهمِ آن است که دین در آن مصادره شده، در حال زوال است، یا اصالً از ابتدا به درستی حضور نداشته است. و چنين جامعه ای، غالباً هم زمان در مسير فقر ، نااطمينانی، و فرسایش سرمایه اجتماعی هم قرار می گيرد.

از این منظر، آزادی و ثروت رابطه ای متقابل دارند، و آزادی و اعتماد نيز رابطه ای متقابل. نبودِ هم زمانِ آزادی، اعتماد، و ثروت، یکی از روشن ترین نشانه های زوال یا مصادره ی دین است. اما در این ميان یک تفاوت مهم وجود دارد : نبودِ ثروت، لزوماً به خودیِ خود، آزادی و اعتماد را به طور قطعی از بين نمی برد؛ اما نبودِ دینِ اصيل یا مصادره ی آن، ضمانتِ آزادی و اعتماد را می زند، حتی اگر جامعه برای مدتی روی ذخایرِ ثروتِ پيشين زندگی کند.

از همين جاست که فهم این نکته مهم می شود که محمد رسول اهلل، ابتدا محمد امين بود، سپس رسول اهلل شد. یعنی رسالت، بر بستری از اعتماد اجتماعی فرود آمد. جامعه ای که دین و خدایانش پيش تر مصادره شده بودند، پيش از هرچيز اعتمادشان را از دست داده بودند؛ و بازسازیِ آن نظم، از نقطه ای شروع شد که یک انسان، پيش از آن که حامل وحی شناخته شود، به امانت، صدق، و اعتماد شناخته می شد. در نتيجه، در منطق نظریه آزادی، دین نه ،فقط ضامن آزادی، بلکه ضامن اعتماد نيز هست؛ و هرجا دین به ابزار دولت و سلطه تبدیل شود اعتماد هم به تبع آن فرو می ریزد. این بخش را در ذهن خودتان با صحبت های کليتون کریستنسن کنار هم بگذارید مسئله برایتان شفاف تر هم می .شود اعتمادِ اجتماعیِ پایدار←

ِدین غيرمصادره شده ←

ِتضمين آزادی ←

ِامکان ِتوليد ثروت زوالِ اعتماد← زوال یا مصادره ی دین ←

ِفرسایش آزادی ← فقر و نااطمينانی رسالتِ مؤثر ←

امانت و ِاعتماد پيشينی ←

ِمحمد امين ←

ِمحمد رسول اهلل حفظ نيم برگ اصول و بازسازی دین و تاریخ اما همه این ها حاصل نمی شدند اگر اصول دین و ملزومات دین و ضمانت های دین، یعنی اصول و ملزومات و ضمانت های حقوق مالکيت فردی را تک تک افراد جامعه"حفظ و نگهداری " می کردند و مفاهيم آن را سينه به سينه مثل شاهنامه منتقل می کردند. در واقع