Page 264

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 264 مفهوم آزادی در ایران، در عميق ترین الیه،خود با دو بال عاشورا و ظهور معنا پيدا می کند؛ دو بالی که یکی آزادی را در برابر سلطه و انحراف زنده نگه می )دارد (به شکل امر به معروف و نهی از منکر هميشگی حاکمان به عنوان افساری برای دفاع از حقوق مالکيت فردی و دیگری افق تحقق کامل آن را پيش چشم جامعه می گذارد .عاشورا یادآور این حقيقت است که انسان ،آزاد در برابر قدرتی که از جایگاه خود خارج شده و به ابزار تحميل و بندگی تبدیل شده ،است تسليم نمی شود . ظهور نيز نشان می دهد که آزادی فقط یک خواسته سياسی یا اقتصادی مقطعی ،نيست بلکه افقی تاریخی و تمدنی دارد و جامعه را به سوی نظمی با بنيان آزادی و حقوق مالکيت فردی که منتهی به نظمی عادالنه تر و رهایی بخش تر می ،شود جهت می دهد . از ا ین منظر، آزادی در ایران نه صرفاً تقليد از الگوهای بيرونی، بلکه ریشه دار در سنتی است که هم روح مقاومت در برابر سلطه که ناقض آزادی فردی است را حفظ می کند و هم اميد به رهایی نهایی از مناسبات ظلم آلود نقض آزادی فردی را زنده نگه می دارد. ایران تا زمانی می تواند حامل حقيقی مفهوم آزادی باشد که این دو بال را با هم حفظ کند: عاشورا برای بيداری و ایستادگی، و ظهور برای اميد، جهت، و کمال آزادی.

.ایران باید بماند تا مفهوم آزادی بماند نقد دانشگاه، علم زدگی و شرک خفی شما هر رشته ای از شاخه،های علوم انسانی را در دانشگاه بخوانيد یا کينز به شما آموزش می ،دهند یا نظریات مارکس و دیدگاه های ،سوسياليستی یا وبر. در مجموع، علوم انسانی واقعی و خالص خارج از دانشگاه است؛ مانند همين کتاب . مانند راسل که آثارش موجود است، اما گودل به درستی ترجمه نشده است. مبادا فریب مدرک دانشگاهی در علوم انسانی را بخورید؛ زیرا ساختار آن به گونه ای است که شما را به سمت سوسياليسم سوق می دهد. بازار، واقعیت را می فهمد؛ دانشگاه، دولت را تا اینجا متوجه شدید که خود بازار آزاد، یک روش معرفت شناسی است، مثل گوش و چشم برای یک انسان که با آن اطالعات کسب می کند بازار نيز چنين است. نتيجه بسيار مهمی از این حاصل می .شود تغييراتی که از دلِ اصناف بازار بيرون می آید، چون از دلِ واقعيتِ مبادله بيرون می آید، دست کم نسبتی با عقالنيتِ ميانه ای دارد.

سبزی فروش، کفاش، طباخ، بقال، و کاسبِ بازار، هر روز با قيمت، هزینه، سود، زیان، رجحانِ مشتری، و آثارِ مستقيمِ مداخله ی دولت درگير است. برای همين، اگر مطالبه ای هم مطرح کند، غالباً در راستای عدمِ مداخله ی دولت در بازار است؛ چون هزینه ی مداخله را با گوشت و پوستش لمس می کند.

اما تغييراتی که از دلِ دانشگاه ها بيرون می آید، در اغلب موارد، حدّ نهاییِ بالهت است. بچه ی بيست ساله ای که هنوز با بازار، با توليد، با ریسک، با هزینه، با مشتری، و با نظمِ واقعیِ زندگی اقتصادی درگير نشده، قرار است نسخه ی یک مملکت را بپيچد؟ نتيجه ،ی این کار معموالً چيزی جز تکرارِ همان صورت بندی های دولت پرستانه نيست.