Page 145

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 145 مکتب اتریش و نقطه نزدیکی به حقيقت : تنها مکتب فکری ای که به حقيقت نزدیک شده، اما سازگار و پاسخگو نيست، مکتب اتریش است. در مکتب اتریش، تمام ابزارها از دست شيطان خارج می شود؛ پول خصوصی می شود و دولت، شر مطلق تلقی می شود و حتی وجودش نيز ضرورتی ندارد. مکتب اتریش به همين دالیل، منفورترین و مورد حمله .ترین مکتب فکری است نظریه من، در واقع، رفع نقص های مکتب اتریش بود؛ تا جایی که فهميدم آن حقيقتِ نهایی می تواند همان دین باشد.

نقد قانون طبيعی اخالقی و حل گره آنارکوکاپيتاليسم : من با ردّ نظر «قانون طبيعی اخالقی» روتبارد، پایه و اساس کل ماجرا را در آنارکوکاپيتاليسم و مکتب اتریش حل کردم. برای همين هميشه گفته ام که برای فهميدن دین، باید تمام کتاب های ليبراليسم کالسيک را بخوانيد تا تازه شاید بفهميد من دقيقاً از دین چه می گویم، و متوجه شوید که گره تمام ليبراليسم کالسيک کجاست.

چرا گودل این قدر تعيين کننده است :به دليل اینکه کليد این قفل در دستان کورت گودل بود، شما بزرگ ترین منطق دان و یکی از بزرگ ترین ریاضی دانان تاریخ بشر را جایی جز صفحه من نشنيده اید، مگر آنکه در دانشگاه رشته ریاضی خوانده باشيد. شيطان با پنهان کردن نام گودل، آخرین تالش هایش را کرد. گودل به تنهایی تاریخ بشر را عوض کرد، و اگر آشنایی اتفاقی من با گودل نبود، این معادله ها حل نمی شدند.

به لحاظ روش شناسی، بين مورای روتبارد، فون ميزس و فون هایک، تفاوت وجود دارد. روتبارد عالی ترین شکل آزادی بدون مفاهيم دینی را مطرح می کند و به لحاظ روش شناسی یک توميست محسوب می شود و نحوه استنتاجی او هم شباهت زیادی به همين روش من .دارد اما اصل داستان این است که این عالی ترین شکل آزادی که روتبارد مطرح می کند، از دید دیگران ممکن است ترسناک و غيرممکن به نظر برسد. من با همان مدل روش شناسی می گویم که روتبارد آجر چينی کرده و دیواری ساخته است که با یک انگشت می تواند فرو بریزد اما چيزی که در مجموع در این کتاب به آن می پردازیم حکم پی ریزی و سيمان بين این آجرها را دارد. آن را از حالت ترسناک بودن و غيراجرایی بودن خارج می کند و به آن استحکام می دهد و نمونه نهادی کهن در دل کهن ترین تم .دن جهان دارد :روتبارد در یک مصاحبه می گوید"من مخالف دولت و در نتيجه مخالف سياست هستم. اگر فردا دولت و سياست ناپدید می شد، کسی را شادتر از من نمی یافتيد. بنابراین، هرچه تعدد افراد کمتری در هر انتخاباتی رأی دهند، بهتر است. هرچه آرا ،کمتر باشد احساسات ضد سياسی در سراسر کشور آشکارتر می گردد و انکار ضمنی کل نظام سياسی بيشتر می شود. این واقعيت که تنها38

درصد از واجدین شرایط در انتخابات1974

رأی دادند-پایين ترین درصد رأی در سه دهه گذشته- .یکی از دلگرم کننده ترین نتایج انتخابات است تصادفی نيست که همه سياستمداران از رئيس جمهو ر به پایين به رأی دهندگان التماس می کنند ... ((برای ما مهم نيست که به چه کسيی رأی می دهيد، ولی شما را به خدا قسم رأی دهيد!)) هرچه رأی کمتر باشد، ادعای ((حاکميت مردمی )) از سوی پيروز انتخابات مضحک ... تر می شود" من با صورت کلی صحبت مورای روتبارد موافقم چرا که در ساختار دموکراسی با رأی هر چهار سال یا چند سال یک بار، رأی دادن هر بار به فاجعه بلند مدتی که پيش تر اشاره کردم بيشتر دامن می زند. اما اگر این امکان وجود داشت که من بتوانم رأی