Page 769
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 769 در خصوص تسهيالت ،اعطایی می توان رویکردی حمایتی اتخاذ کرد؛ به گونه ای که وام های خرد (برای مثال تا سقف حدود دو ميليارد تومان ) به طور کامل بخشوده شوند تا از خانوارهای کم درآمد در دوره گذار حمایت شود و آثار نابرابری های ناشی از تخصيص های رانتی گذشته کاهش یابد . در ،مقابل فقط اصل تسهيالت کالن اعطایی ( بدون بهره ) به بنگاه های توليدی خصوصی باید بازپرداخت شوند . مبنای ارزش گذاری این بدهی ها می تواند ارزش اسمی آن ها در زمان اجرای سياست آزادسازی ،باشد هرچند تعيين دقيق آن نيازمند بررسی های فنی مستقل است. در ،نهایت جزئيات مربوط به نحوه ارزش گذاری بدهی های خانوارهای غيرکم درآمد و بخش ،توليد در پيوست های تکميلی مورد بحث قرار خواهد گرفت . ،همچنين فرض اساسی این تحليل بر آن است که تسهيالت اعطایی فاقد بهره بوده اند . بانک ها حساس ترین بخش انتقال مالکيت اند، چون بانک دولتی و شبه دولتی فقط یک بنگاه نيست؛ ابزار خلق پول، انتقال رانت، دستکاری اعتبار و توزیع پنهان قدرت است.
۹.۱۱ . جمع بندی تصریح مالکيت بنگاه ها بخش بزرگی از دارایی های اقتصادی، آموزشی، درمانی، صنعتی، مالی و دانشی کشور امروز در وضعيتی قرار دارند که نه واقعاً دولتی ،اند نه واقعاً مردمی، نه واقعاً خصوصی، و نه واقعاً پاسخ گو. این دارایی ها در ظاهر متعلق به عموم ،اند، اما در عمل در اختيار مدیران منصوب شبکه های بودجه ای، نهادهای رانتی، بانک های متصل، شرکت های شبه دولتی و ساختارهای فاقد مالک روشن قرار گرفته اند.
چنين وضعی، از منظر نظریه آزادی، وضع بی مالکيتی است. بی مالکيتی هميشه فساد می آورد. چيزی که صاحب ندارد، یا رها می شود، یا غارت می شود، یا دولت بر آن دست می گذارد، یا شبکه ای رانتی آن را تصاحب می کند.
بنابراین، راه نجات این دارایی ها فروش آن ها به ثروتمندان، عرضه آن ها در بورس، واگذاری به شرکت های بزرگ، یا تبدیل آن ها به سهام عدالت مبهم نیست. راه نجات، تصریح حقوق مالکیت است.
تصریح حقوق مالکيت یعنی هر دارایی به انسان های زنده، مسئول، قابل مطالبه و ذی نسبت با همان دارایی منتقل شود. کارخانه باید تا حد ممکن به کارگران، مهندسان، تکنسين ها، مدیران عملياتی و کارکنان همان کارخانه منتقل شود. مدرسه باید به معلمان، کارکنان، مدیران و خانواده هایی که از آن استفاده می کنند متصل شود. بيمارستان باید به پزشکان، پرستاران، کارکنان درمانی و اجرایی همان بيمارستان نسبت مالکانه پيدا کند. دانشگاه باید از دولت جدا شود و استادان، پژوهشگران، کارکنان و دانشکده ها در برابر دانشجو، بازار علم و اعتبار اجتماع ی پاسخ گو شوند.
در اقتصاد آزاد واقعی، سهم کار از توليد افزایش می یابد؛ زیرا آنچه امروز به نام سهم سرمایه دیده می شود، در بسياری موارد سرمایه نيست، رانت است: رانت پولی، رانت بانکی، رانت مجوز، رانت زمين، رانت انرژی، رانت تعرفه و رانت نزدیکی به دولت. با حذف این رانت ها، سرمایه واقعی، کارآفرینی واقعی و نيروی کار واقعی جایگاه خود را پيدا می کنند.