Page 102

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 102 اتفاقاً با خواندن آثار آنان توانستم حفره ها را ببينم و متوجه بشوم که اصل ماجرای خود ما در ایران چه بوده است و از دید ما پنهان شده .بود یا پاکسازی شده بود مثال ساده همان هندسه اقليدسی است که پنج اصل موضوع یا آکسيوم دارد که بدون اثبات توافق می کنيم که درست هستند و مادامی که نظام صوری ما را منسجم و سازگار می کنند و هدف ما را محقق می کنند می توانيم کماکان فرض کنيم که اصول موضوعه ما هم درست هستند. (از هر دو نقطه متمایز، یک و تنها یک خط راست می گذرد، هر پاره خط را می توان تا بی نهایت روی خط راست امتداد داد، با یک نقطه به عنوان مرکز و یک پاره خط به نام شعاع می توان یک دایره رسم نمود، همه زوایای قائمه با هم برابرند که این اصل معياری طبيعی برای اندازه گيری زاویه ها د ر اختيار ما می گذارد، اگر یک خط، دو خط دیگر را قطع کند آن دو خط در طرفی که جمع زوایای داخلی توليد شده توسط خط مورب کمتر از دو قائمه است خود یا امتدادشان به هم می رسند ) همين پنج اصل را بدانيد گویی که !تمام کتاب های هندسه اقليدسی را همراهتان دارید و تا ابد هندسه اقليدسی تحریف ناپذیر است یعنی اگر پس فردا کسی بياید و قضيه .تالس در هندسه را یک شکل دیگری روایت کند شما می توانيد با همين پنج اصل به او ثابت کنيد دارد تفسير دروغين ارائه می دهد اگر تمام کره زمين جمع شوند و همه کتاب های هندسه اقليدسی را بسوزانند و کسی فقط همين پنج اصل را روی نيم برگ کاغذ در .جيبش داشته باشد یا حفظ کند و نسل به نسل به فرزندانش منتقل کند، هندسه اقليدسی جاودانه و تحریف ناپذیر می ماند چرا که با همان !پنج اصل می توانيد ده ها و صدها کتاب هندسه اقليدسی را از اول بازنویسی کنيد دقت کردید که من راجع به هندسه اقليدسی صحبت نمی کنم! راجع به آزادی و حقوق مالکيت و اصول دین صحبت می کنم. اگر همه مروجان آزادی و حقوق مالکيت به شهادت برسند و همه کتاب هایشان سوزانده شود و هزاران نفر در شکل روحانی یا مفسر دینی یا راوی حدیث یا تاریخ نگار دولتی و آکادميک و قلم به مزد دست به کار تحریف و جعل شوند و ،اگر تمام آثار فيزیکی مثل خانه و کتاب و سکه و دست نوشته از مروجان آزادی نابود شود همان اصول ساده و کوتاه می تواند همه چيز را از اول باز نویسی و توليد کند و جعلی را از حقيقی پيدا کند و حفره های تاریخی تحریف شده را آشکار کند و زحمت هزاران و ده ها هزار و ميليون ها نفر به شکل سيستماتيک و بين نسلی و دولت ها را به باد بدهد . اگر دین برای آزادی آمده، پس دولت های مداخله گر چرا پدید آمدند؟ اگر دین برای آزادی و حقوق مالکيت و رهایی از دست سازمان دولت انحصار گر خشونت آمده بود، پس چرا ما امروز پدیده ای به نام دولت های مداخله گر انحصارگرا به خصوص انحصار خشونت داریم؟ آفرین سوال خوبی است، جوابش بماند برای این که تا آخر کتاب بخوانيد اما نقداً اآلن بدانيد که برای همين است که هر چه من رمزگشایی می کنم می گوید دین برای آزادی است ولی حکومت ها و .دولت ها برای بقا مجبور بودند روایت اصلی دین را تا جای ممکن تحریف و مصادره کنند و باز هم نقداً این را بدانيد به همين دليل بود که ما هيچ حکومت شيعه ای نداشتيم چون م قاوم ترین و کامل ترین نسخه دین از اهل بيت طوری محکم کاری شده بود که هيچ وقت دین به انحصار دولت در نياید و هيچ گاه تا ظهور حضرت وليعصر پرچم انقالبی به نام شيعه !بلند نشود حکومت با ادعای شيعه، حاصل قرن ها تالش شيطان در شکل های مختلف و نقشه های مختلف بود تا باالخره آخرین نسخه دین را هم برای فتح دولتی تمام دنيا تسخير کند و هيچ مانعی برایش نباشد. و در این دوره زمانی که در حال موفق شدن بود از سال1402

نظریه آزادی و کتابی که می خوانيد