Page 53

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 53 :آین رند باز یک جمله زیبای دیگری دارد که می گوید" از آنجایی که هيچ موجودیتی به نام عموم وجود ندارد، از آنجایی که عموم یعنی یک تعداد از افراد؛ ایده منافع عمومی یا منافع جمعی، منافع و حقوق شخصی را لغو می کند و این یک معنی دارد، منافع و حقوق تعدادی از افراد ب.ه اسم عموم یا جمع، بر منافع و حقوق دیگران تقدم پيدا می کند" همين یک جمله برای فهميدن اینکه رانت طبقه حاکم .در جمهوری اسالمی، شوروی، کوبا و ونزوئال و چين یعنی چه شما اگر در رابطه خوبی باشی، یا ازدواج کنی یا بچه دار شوی یا شغل مولد داشته باشی یا هيچکدام ولی دنبالشان باشی ولی چون فرصتش پيش نيامده حسودی دیگران رو نکنی، احتمال سوسياليست شدن پایينی خواهی داشت. سوسياليسم دقيقا برای بيکارها و تنهاها و جيره بگير دولت ها و ،این مدل انسان هاست. انتهای این مسيرشان هم می شود فمينيست هایی که می گویند پشم هایتان را نگه دارید و نزنيد به سگ های بيابان غذا بدهيد ولی خودتان گياه خوار باشيد و یقه هرکس که گوشت می خورد را بگيرید و ... یا به زور برای بقيه ملت تعيين تکليف کنيد از آن ها ما ليات اجباری بگيرید و برایشان استاندارد اخالقی تعریف کنيد. خالصه؟ بحران معنا که در زندگی داشته باشی، احمق می شوی، می شوی سوسياليست. دنبال معنا در دستکاری کردن طبيعت و دیگران می روی. بحران معنا که نداشته باشيد یک کار مفيدی در زندگی می کنيد به هر حال. از چر خ ه توليد و مصرف طبيعت که بيرون بيفتيد دنبال تخریب می روید. اساس سوسياليسم به هر شکل مثل سوسياليسم جهانی از زمان مارکس همين بوده است. مولد باشيد و مصرف کنيد. پول در بياورید و خرج کنيد و کتاب خوب بخوانيد و فيلم خوب ببينيد و نظر توليد کنيد و تجربه کنيد. چرخه ه ای طبيعی ننگ نيستند. مدفوع یک جاندار می شود خوراک یک سری جاندار دیگر مانند یک سری سوسک ها. همين سوسک ها نباشند کل طبيعت مختل می شود. خروجی مطالب یکی می شود ایده های شما، خطاهای یک نفر می شود اختراعات شما. مولد و در چرخه که نباشيد می.افتيد به تخریب بقيه دن ،يا آدم حسابتان نکند موشک پرانی و پهپاد پرانی می کنيد به کشتی های تجاری دیگران. خالصه سعی کنيد از چرخه های توليد و مصرف بيرون نيافتيد. همين کمونيست ها تنها راه بقایشان این بود که شوروی کل جهان را تسخير کند و همه دنيا را به خاک سياه بنشاند در غير این صورت ا ز بازی .بيرون بود و نهایتا نابود شد تا به حال یک ليبرال دیده اید که بگوید چرا ناخن کارها از پزشک ها بيشتر پول در می آورند؟ چرا پزشک از کارگر بيشتر درآمد دارد؟ چرا کارگرها اعتصاب کردند که حقوق بيشتری بگيرند و کار بدی کردند؟ چرا جامعه آهنگ فالن کس را گوش می دهد پس به انحطاط رفته است؟ خير چون یک ليبرال سرش به کار خودش است و تمام تالشش این است که نگذارد دیگران .سر در کارش فرو کنند. به همين سادگی ایران، بستر دینی، مالکيت خصوصی، و سدّ در برابر کمونيسم اینکه ایران کشوری با نود درصد اقتصاد حکومتی هنوز کمونيستی نشده بود، یک عامل بيشتر نداشت آن هم بستر دینی جامعه بود. چون حق الناس و مالکيت خصوصی در اسالم بسيار محکم وجود دارد. حتی خود آخوند هم اخالق کاسب دارد. وگرنه نمونه تاریخی دیگری وجود ندارد که اقتصاد تا این حد حکومتی باشد ولی کشور کمونيستی نشده باشد. تمام زور نفوذی های روس و چين در ایران این بود .که قرائتی کمونيستی از اسالم به شکل اسالم روسی ایجاد کنند و ترویج کنند که این سد آخرشان شکسته شود ولی موفق نشدند اسالم را هر کاری بکنی چيزهایی دارد که کمونيستی ش دنی نيست. یعنی نود و نه درصد آخوندها هم توسط روس ها کنترل شوند باز یک