Page 640

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 640 معجزات پيامبران آمده اند تا انسان، در همين نقاطی که رابطه علت و معلول می شکند، اسير سحر و جادوی جادوگران نشود و اراده آزادش از بين نرود و برده و بنده شيطان نگردد. اگر می گویيد مستند تاریخی ندارند؟ پاسخ اول شما را گودل و هيوم داده اند، پاسخ دوم شما تحریف تاریخ است که شاید به آن اندازه که باید در این کتاب فرصت پرداختن به آن نشود، به همان شکل که در دورانی دانه دانه ریش سربازان هخامنشی روی سنگ های تخت جمشيد از دستگاه سی ان سی دقيق تر است و هزاران سال قبل از آن اهرام مصر و به شما می گویند همه چيز با سنگ و تيشه ب وده است! پاسخ شما تحریف تاریخ است که در جای جای آن هرجا مکتوبات و آثار سحر و جادو و بت ها و خدایان و قربانی دادن ها پيدا می کنند مسئله ای ندارند اما به معجزات پيامبران می رسد تکذیب می کنند و همين امروز هم عده ای به این مسائل سحر و جادو و امثالهم پناه می برند اما معجزات را تکذیب می کنند و همين افراد تجربيات وحی های الهی صادقانه مادران را می بينند و آن را توهم و تصادف می خوانند. تاریخ و آثار آن را پاکسازی می کنند و قصه هایی می گویند تا روایت های دین را بی اعتبار جلوه دهند تا تنها نظام صوری منسجم آزادی را تکذی ب و تمام اميدهای آزادی خواهان را تسليم نااميدی مطلق کنند. تمام روایت هایی که در آن به حقوق مالکيت فردی و آزادی ارتباط دارد ناپدید می شوند و نقش همه موفقيت ها و پيشرفت ها به نام حکومت ها ارتباط داده می شود. و اگر تا اینجا معجزات را تکذیب می کنيد بر اساس همين نظریه آزادی، شما معجزه نامحدود به زمان و مکان یعنی دین خدا را در بخش حل مشکل هوش مصنوعی جنرال دیدید که هيچ مکتب و نظریه دیگری برای آن هيچ پاسخی نخواهد داشت چرا :که َقُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ ک انَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿ ۸۸ ﴾ .سوره اإلسرا ]بگو اگر انس و جن گرد آیند تا نظير این قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [دیگر ( باشند۸۸ ) دست وپا زدن برای آزادی، یعنی دست وپا زدن برای اثبات این که اراده آزاد دارید. و این یعنی اثبات شکستن زنجيره علت و معلول. و اثبات شکستن زنجيره علت و معلول، یعنی اثبات امکان وقوع معجزات پيامبران و نيز امکان وقوع سحر و جادوی جادوگران.

نمی شود یک جا بپذیرید که اراده آزاد دارید و زنجيره علت و معلول می شکند، اما بعد بگویيد فقط همين جا می شکند و باقیِ امور خرافه اند و هيچ جای دیگری چنين شکستی ممکن نيست. این موضع، نه علمی است، نه منطقی، و نه حتی از درونِ ادعای خودتان سازگار.

برای آزادی و حقوق مالکيت، این شما هستيد که به دین محتاجيد، نه دین که به شما محتاج باشد. برای توصيف پدیده های پيرامونی و به کارگيری آن ها، این شما هستيد که به علم محتاجيد. هر یک از این دو، مرز جداگانه ای در سنت فکری بشر دارند. مشکل این جاست که عده ای بدون آن که کمترین فهمی از این مرزها داشته باشند، با لحنی مطمئن و مدعيانه وارد بحث می شوند و درباره چيزی حکم می دهند که حتی صورت مسئله اش را هم درست نفهميده اند.