Page 214

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 214 است: هرجا نتوانستید بفهمید در تاریخ چه گذشته، امروز را بر اساس تاریخ رقم نزنید بلکه امروز تمام اختالفات و اسامی ادیان و مذاهب را کنار بگذارید و از ابتدا بر سر " آزادی و حقوق مالکیت فردی" توافق کنید و همه چیز .را از اول بنویسید و بسازید حبل المتین همه ما، طناب نجات ما، این است. این قطعی ترین درسی است که از این کتاب می توان گرفت و قطعی ترین راه حلی است که برای آینده ایران و خاورمیانه می.توان متصور بود هابز از الک و روتبارد صادق تر است، اما هنوز ناسازگار اگر در ذهنتان به اندازه کافی جا افتاده است که دولت تجسم عينی و حاصل فعاليت های شيطان است، می توانيد تمام متون دینی را با جایگزینی کلمات شيطان و دولت مدرن انحصارگر خشونت، جایگزین کنيد و دوباره از اول بخوانيد، تا به حال موردی ندیده ام که راجع .به آن صدق نکند توماس هابز، دولت را لویاتان قدرت و شر ضروری نام برده است و وضعيت طبيعی انسان را حالتی توصيف کرده است که انسان گرگ انسان است .و اگر این شر الزم و لویاتان قدرت نباشد، انسان ها یکدیگر را می درند چيزی که هابز می گوید صادقانه و درست است و من با او بيشتر از جان الک و روتبارد موافقم و استداللی که برای ضرورت وحی نبوی مبتنی بر نظام های صوری آکسيوماتيک برای ،اولين بار در تاریخ نوشتم با آرای توماس هابز بيشتر سازگار است ،. انسان در وضعيت طبيعی بدون در نظر گرفتن دین و وحی پيامبران اساساً درکی از حقوق طبيعی و قانون طبيعی که الک و روتبارد اشاره می کنند ندارد و تنها قانونی که انسان با مشاهده طبيعت می ،آموزد قانون زور است و نتيجه طبيعی قانون زور و قانون جنگل این است که به هرحال یک نفر یا تعدادی می توانند بر همه غلبه کنند و همه را کنترل کنند به بيان من به بردگی و بندگی بگيرند و برایشان تعيين تکليف کنند تا نظمی برقرار شود. به جز آنارکوکاپيتاليست هایی مانند ،مورای روتبارد همه فالسفه آزادی به یک حداقلی از دولت معتقدند و آن را الزم می دانند . به بيان دیگر، فالسفه آزادی، هر کدام نظام صوری آکسيوماتيک خودشان را برای مفهوم آزادی نوشته اند و وقتی بيان می کنند" دولت الزم است" .یعنی دولت را یک اصل موضوع یا آکسيوم قرار می دهند از این رو همه آن ها، نظام صوری ناسازگار و بی ثبات اصل موضوعی یا آکسيوماتيک ساخته اند و دارای تناقض درونی و ناپایدار هستند. چرا؟ چون اگر آزادی را به شکل عينی و آبجکتيو (توافق )پذیر به معنای حقوق مالکيت بدانيم، به سادگی استنتاج می شود که دولت با انحصارگری، مهم ترین و اصلی ترین ناقض آزادی و حقوق مالکيت فرد است. و از این گزاره استنتاج :می شود که آزادی با تعریف حقوق مالکیت، به معنای رهایی از سازمان دولت انحصارگر است. خالصه: آزادی به معنای رهایی .از دولت است تعریف محوری آزادی، رهایی انسان از سلطه و اجبار دولت است؛ نه صرفاً تغيير شکل حکومت، جابه جایی حاکمان، یا انتخاب نوعی خاص از نظام سياسی. تا وقتی دولت حق دخالت در جان، مال، انتخاب، قرارداد، و مسير زندگی انسان ،ها را برای خود محفوظ بداند ِآزادی به معنای دقيق آن تحقق پيدا نکرده است. آزادی از این منظر، یعنی کاستن پيوسته از قلمرو اجبار سياسی و سپردن هرچه بيشتر