Page 280
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 280 کنيد؟ شليک می کنيد؟ تقيه می( کنيد؟ تقيه نيز از آن کلماتی است که متالشی کردند و باید به آن پرداخته شود). هر اقدام خشونت پرهيزی کنيد و آنان بر سر عدم پذیرش حقوق مالکيت فردی شما .و پيشروی بيشتر اصرار ورزند، به جنگ وجودی نزدیک تر می شوید انسان، عدد نیست هرجا ایده های جمع گرایانه حاکم شوند ــ چه سوسياليستی، چه فاشيستی، چه هر صورت دیگری که جمع را بر فرد مقدم کند ــ انسان ها آرام آرام به عدد تبدیل می شوند. از آن جا به بعد، سخن گفتن از انسان دیگر سخن گفتن از یک جهان یگانه و بی تکرار نيست، بلکه بازی کردن با ارقام است: تعداد کشته های جنگ، تعداد کارگران مرده، تعداد قربانيان قابل تحمل، و مانند آن.
اما اگر آزادی و حقوق مالکيت فردی را اصل بگيریم، دیگر نمی توانيم با هيچ انسانى همچون یک عدد رفتار کنيم. هر انسان، در محدوده مالکيت خود بر بدن و اموال ،خویش جهانی مستقل و بی پایان است و ًدقيقا از همين جاست که تعرض به او دیگر یک جابه جایی آماری ،نيست بلکه ِشکستن یک جهان یگانه است. از این منظر، تفاوت آزادی خواهی با جمع گرایی فقط در سياست یا اقتصاد نيست؛ در نوع نگاه به انسان است. جمع گرایی، انسان را در توده حل می کند؛ آزادی، انسان را به رسميت می شناسد. فرد← مالکيت ←
آزادی ←
ِانسان غيرقابل تقليل به عدد // جمع← تقليل انسان به عدد ← خشونت مشروع نما ،انسانی که جمع گرایانه دیده شود در واقع انسان بی صاحب است، نه خودش صاحب خودش است نه خانواده اش. مال بی صاحب هم .سرنوشتی جز نابودی و تخریب ندارد گفت وگو تا کجا ممکن است و از کجا خطر آغاز می شود ما گفت و گو می کنيم که زمان بگذرد. اگر قانع شد که فه بها و اگر قانع نشد که به حقوق مالکيت فردی ما پایبند باشد (حقوقی که ما )هم برای او متقابالً قائل هستيم و تا ابد هم مخالف بماند اهميتی ندارد. اما زمانی خطرناک می شود که او در حال مسلح شدن و ایجاد قدرت سخت.برای اجبار ما شود ،زمانی که وارد زورگيری، سرقت، مصادره اموال و نقض آزادی و حقوق مالکيت ما شود بسته به شرایط مختلف استراتژی های مختلفی خواهيم داشت که آن را در طول سيره اهل بيت دیده ایم و به ما گفته اند (اگر بنا را بر این گذاشته باشيم که دین، نظام صوری منسج م برای آزادی و حقوق مالکيت است و اگر بنای شما این نيست، در ادامه مسير نيز بر اساس عقل و استدالل .)به پيش می رویم و می بينيد که باز هم تکرار می شود توازن قوا، شرطِ گفت وگو وقتی تو تفنگ داری و من هم تفنگ دارم، می توانيم درباره ی حقوق حرف بزنيم.
وقتی تو چاقو داری و من هم چاقو دارم، می توانيم درباره ی قانون حرف بزنيم.
و اگر هر دو دست خالی باشيم، می توانيم منطقی استدالل کنيم.