Page 249

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 249 اسالم، روتبارد و مسئله مالکيت زمين :سخن پیامبر (ص) را در باب مالکیت زمین کامل کنیم، ایشان فرمودند " من غرس شجرا او حفر وادیا بدیا لم یسبقه الیه احد او احیی ارضا میت ة فهی له، قضاء من اهلل و رسوله . هرکس درختی بکارد در جایی که کسی بر وی درآن .مکان پیشی نگرفته یا زمین مرده ای را آباد کند، مال او خواهد بود. این حکم خدا و رسول او است" روتبارد هزار .و چهارصد سال دیرتر به چيزی ناقص تر رسيده است وقتی مالکيت زمين در اسالم چنين تثبيت شده است، من هنوز نمی توانم ابعاد خيانت کسانی که دین را سوسياليستی و کمونيستی .و فاشيستی کردند را درک کنم حال اگر به روتبارد استناد کنيم می شویم آنارکوکاپيتاليست و آزادی خواه ولی به حضرت محمد (ص) استناد کنيم بچه شيعه مرتجع .خرافاتی می شویم؟ این دیگر چه بالیی بود که با بازیچه قراردادن دین سر ما آوردند مکتب اقتصاد اتریشی، آنارکوکاپيتاليسم و مشتقات آن، عمالً بدون باور دینی در یک جامعه، قابل اجرا و تحقق نيستند و اگر اجرایی شوند بسيار شکننده و موقت هستند و نتایج آنان چنان .هرج و مرجی به دنبال خواهد داشت که به یک دولت اقتدارگرای بزرگتر منتهی می شود انقالب۵۷، نه شاه نه شيخ، و رجحان زمانی از این منظر، انقالب1357

یک بحران بود اما گویا با مسخ یک ملت در باب ایده های سوسياليستی دهه ها سم پاشی پيروان قبله مسکو در ترجمه آثار مارکس و شرکای تروریستش، ناگزیر بود. اما پيروزی اسالم گرایان در سال57 ، حتی با قرائت های دستوری و عرفانی و خالف دین، شانس بزرگی بود. چرا که عمالً همين تناقض های درونی با دین، باعث ناپایداری آن شد و از طرفی همان ایمان و اعتقادات مذهبی باعث حفظ تماميت ارضی ایران نسبت به حالتی شد که کمونيست ها پيروز می شدند. دفع فاجعه بد با .بود با پيروزی کمونيست .ها، هيچ چيزی از ایران و دین باقی نمی ماند که امروز از آن صحبت کنم .شعارهای نه شاه و نه شيخ نيز اسم رمزی برای نابودی ایران و دین است بر اساس خط استداللی هانس هرمان هوپه، دموکراسی برای یک نظام سياسی، منجر به افزایش رجحان زمانی (ترجيح لذت آنی به رضایت بلند مدت) می شود، شيطان دولت مضرتر و رسوب بوروکراسی بيشتر می شود و عاقبت اندیشی سياست مداران در اجرا و شعار پایين تر می آید که خالف رشد تمدن است که نيازمند کاهش رجحان .زمانی و عاقبت اندیشی و نگاه بلند مدت است دست کم در نگاه مبتنی بر والیت (با تعریفی که تاکنون تا حدی متوجه شدید و نه والیتی ،که در جمهوری اسالمی بود) و یا پادشاهی دست کم این رجحان زمانی پایين تر و عاقبت اندیشی بلند مدت تر می شود و شر کمتری .دارد دليل این که کمونيست ها و چپ ها و سوسياليست ها شعار نه شاه نه شيخ می دهند و می گویند جریان پادشاهی خواهی جلوی آنان .مانع گذاشته است همين است و درست می گویند چون اساساً یک سوسياليست که مفهوم ملت ایران و تماميت ارضی را قبول ندارد .طبيعتاً با پادشاهی که نيازمند این مفهوم است تضاد دارد کار خير داوطلبانه در برابر دولت رفاه :ميان برنامه