Page 405
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 405 اگر حقوق مالکيت فردی را فهميده باشيم، حتی سرمایه داری غربی نيز شوخی است. دین در منطق سرمایه داری از همه مکاتب غربی بيشتر پایبند به اصول سرمایه است. به قول آنان، همه چيز را کاالیی سازی می کند و به بازار رقابتی آزاد (بدون مداخالت بانک مرکزی انحصاری، چيزی به نام بازار آزاد وجود ندارد و امروز در دنيا چنين چيزی وجود ندارد) می .سپارد تا قيمت های نسبی آنان استخراج شوند در عين حال با برابری در برابر خداوند متعادل در نماز و روزه و مالک تقوا برای نزدیکی به خد ا، به ناگهان همه چيز را از نگاه مادی به زمين می کوبد. در واقع آنان که سعی کردند دین را افالطونی کنند که عرفان شود و یا دین را ارسطویی کنند که بی روح شود، خطای بزرگی مرتکب شدن د. اگر یک جا سنتز واقعی رخ داده باشد و مبنای سنتز بازی دیالکتيک را تمام کرده باشد خود دین است که هر دو نگاه افالطونی و ارسطویی را در خود هضم کرده است .و نشان داده هر دو بيراهه هستند در این باره بيشتر صحبت خواهم کرد. اما در باب" منطق سرمایه داری در بخش عينی ازدواج که همان سکس است" همه چيز باید قيمت گذاری شود و در باب"لطاف ت و مودت و رحمت در بخش ذهنی ازدواج که همان شناخت و عالقه و شور و شوق و جرقه عشق است" دست از این نگاه کشيده است و به ارزش .های اخالقی توصيه کرده است کمونيست ها و سوسياليست ها می گویند سرمایه داری همه چيز را کاالیی سازی کرده و این بد است. من می گویم اتفاقاً این خيلی هم خوب است. دین، منتهای سرمایه داری است. آن چيزی که به اسم ليبراليسم کرده اند توی پاچه تان، دین ناقص شده است.
در ازدواج، شما با سرمایه داری محض طرفيد: عزل منی (قيمت ،)مایعات مردانه که مالکيت آن با زن است حق البضع (همان قيمت آلت )!جنسی زنانه ، مهریه، نفقه، حق فسخ، حق بهره برداری مشترک، حق تعهد، حق هزینه، حق خروج، و حق جبران. منتها خدا در قرآن می گوید زن و مرد باید مودت و رحمت داشته باشند، ولی این ها را نمی شود قرارداد کرد، چون ذهنی و سابجکتيو هستند.
عينی و آبجکتيو، همان تعهدات، همان هزینه ها، همان حق ها، و همان مسئوليت هاست.
یعنی چه بخواهيد چه نخواهيد، جامعه بدون نوعی کاالیی سازیِ آبجکتيوِ حداقلی در رابطه، تبدیل به باغ وحش می شود.
مشکل سوسياليست با کاالیی سازی از آن جاست که از مسئوليت و قيمت گذاری و تعهد بيزار است، اما من می گویم همين حساب ِوکتاب روشن، جلوی خيلی از تباهی ها را می گيرد. در بخش عينی ازدواج یعنی سکس، با منطق سرمایه داری واقعاً شما باید خودتان را در بازار رقابتی .با کيفيت تر و خواستنی تر کنيد و کاری کنيد که قيمت شما باالتر برود وقتی خيلی عاشق و معشوق شدید و حاال می خواهيد سکس کنيد، مرد که آن قدر به لحاظ فيزیولوژیکی برایش غير قابل هضم نيست؛ می تواند فردا با کس دیگری هم سکس داشته باشد و هم زمان شما را هم دوست داشته باشد. اما اگر به قرارداد و رضایت نامه کتبی طرفين پایبند ،باشی یک لحظه عشق خاموش می شود و به خودت می گویی:
•
بدن من چند می ارزد؟ • حتی آلت جنسی من چند می ارزد؟