Page 162
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 162 .هست به رایگان به او بدهيد یا در ازای آن چيزی طلب کنيد و او بپذیرد یا نپذیرد حال فرض کنيد آقای ایکس از سر حسادت سوسياليستی فریاد می زند و به شما حمله می کند که ناعادالنه است و با جنگ آن را از شما سرقت می کند. حالت دیگر این است که با زور و حالت دیگر این است که .از شما روش ساخت آن را می پرسد و شما در ازای آموزش روش ساخت چيزی طلب کنيد او تهدید به مرگ کند و شما به دليل این که به شما زور گفته شده است ابزار دیگری که می توانستيد بسازید هم دیگر نمی سازید. چون شما با اختراع توانستی ،برای خودت و دیگران رفاه ایجاد کنی پاداش آن این است که عالوه بر رفا ه دیگران، خودت هم رفاه بيشتری داشته باشی. آیا این اشکالی دارد؟ واضح است که خير. در یک رابطه سالم بين غارها، می تواند اصل تقسيم کار شکل بگيرد تا هر دو غار رفاه بيشتری تجربه کنند .بدون آن که با یکدیگر بجنگند و انرژی را به جای سلطه گری و حسادت صرف اختراعات و ابداعات بيشتری کنند اما حسادت باعث .می شود که آن فرد کشته یا سرکوب شود و تمدنشان عقب بيفتد آن رفاهی که با اختراع آن ابزار ایجاد کردید، در جامعه پر جمعيت تر و پيچيده تر، باید به شکل چيزی در بياید که نقش یک سيگنال یا پيام عصبی را در این شبکه پيچيده انسانی که در آن تقسيم کار صورت گرفته است ایفا کند. این یکی از کارکردهای مفهومی به نام پول و کاالی واسطه است و قيمت های نسبی بين خدمات و ابزارها و کاالها و ... هم مانند دماسنجی، وضعيت کلی را به افراد نشان می دهد که در چه جایی سرمایه گذاری کنند یا در چه بخشی .خدمات و کاالهای جدیدی را ارائه دهند ،حال اگر این دو مثال را کنار یکدیگر بگذارید متوجه می شوید که حسادت اوليه در غار با زورگویی و سرقت، همان ماليات گيری از رفاه یک انسان مفيد و سازنده و خالق بوده است و در یک جامعه پيچيده تر هم وقتی کسی درآمد بيشتری کسب کرده است (با فرض عدم کسب درآمد از موج سواری های تورمی بانک مرکزی که پيش تر گفتيم) به معنای آن است که رفاه بيشتری برای خودش و جامعه درست کرده است و حاال به اسم عدالت، دقيقاً با همان منطق مثال غارنشينی، افراد مفيد را جریمه می کنند و دسترنج او را به زور از او سرقت می کنند. (داستان هابيل و قابيل را )در گوشه ذهنتان نگه داشته بودید؟ ماليات، جریمه کار خوب شما در باال بردن رفاه جامعه است که سوسياليست ها با زور اسلحه دولت که انحصارگر خشونت است، به دليل .حسادت ذاتی از شما می گيرند آموزش عمومی دولتی و بازتوليد بردگی حال فکر می کنيد این ماليات صرف چه چيزهایی می شود؟ بخشی توسط مفت خوران خورده می شود و بخشی برای روغن کاری چرخ دنده های این ماشين سرقت، به اسامی فریبنده، خرج آموزش عمومی می شود. طبيعی است که باید نتایج این آموزش رایگان دولتی و ،عمومی تا سطح دانشگاه چرخه مفت خوران را بچرخاند و خروجی آن، شست و شوی مغزی جامعه با مقاالت آکادميک علوم انسانی شود که شهروند خوب را شهروندی معرفی کند که هر چقدر دلمان خواست از او ماليات بگيریم و او اطاعت کند. در واقع منطق برده داری از دوران غارنشينی همان است و فقط توانسته اند ب ا انحصار علم و روش علمی و تسخير نهاد علم با سازمان ،غارتگر دولت" کلمه برده را به شکل شهروند مسئولیت پذیر" ری .برند کنند پس خاطرتان باشد، برده داری لغو نشده است . فراعنه با خدمات بسيار