Page 398

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 398 نقض تعهدات قرارداد ازدواج، به این معنا است که گویا شما از اموال غصبی بدون رضایت صاحب مال استفاده کرده اید و نقض حقوق .مالکيت فردی انجام داده اید ،به بيان بی پرده شما با در بخش عينی ازدواج یعنی قرارداد سکس، توافق داوطلبانه بر اساس حقوق مالکيت انجام می دهيد که حق استفاده از بدن خود را به جهت لذت جنسی به طرف دیگر قرارداد منتقل کنيد و در واقع مالکيت بدن های شما بين شما دو نفر تبدیل به اموال مشاع شما دو نفر می.شود حال اگر در توافق اوليه، این مجوز برای مرد ذکر نشود که می ،تواند قرارداد دائمی یا موقت دیگری در حين این قرارداد ببندد بر اساس توافقات اوليه زن می تواند بند فسخ قرارداد را فعال کند و حتی مهریه اش را نيز نگه دارد و طلب کند (به عکس حالت عادی که هيچ مشکل عينی ناقض قرارداد وجود ندارد) و هم قرارداد ازدواج را فسخ کند و حتی !متحمل جریمه های تکميلی شود حال اگر باعث انتقال بيماری یا آسيب های دیگری شود که هر کدام مشمول مجازات های مرتبط با خودشان هستند و مرد امکان فرار ندارد. جزیيات استنتاجی و آکسيوماتيک بيشتر را خودتان می توانيد .استخراج کنيد یا جست و جو کنيد حال اگر مرد، بدون رضایت نامه کتبی دو جانبه خيانت کند که اساساً حساب هردو طرف این خيانت یعنی نفر مرد و نفر سوم، به دليل نقض حقوق مالکيت نه تنها همسر اول مرد که به دليل ایجاد زنجيره ای از عواقب اجتماعی (از شروع زنجيره انتقال بيماری گرفته تا نقض حقوق مالکيت نفر چهارم که همسر اول زن خيانت کار است و پنهان کاری گسترده و ایجاد گناه که خود زمينه تشکيل گروه های مخفی شيطانی می )... شدند که توضيح دادم و مجازات بسيار سنگينی در سطح برخورد با همان سارقان و قطع بند انگشتان دست دارند. (توضيح دادیم که مفهوم زندان خود یک کسب و کار شيطانی دولت هاست و قطعاً خاطرتان هست و اگر نيست دوباره به تيتر" از لویاتان هابز تا احکام بازدارنده ضد محاسبه" و تيتر بعدی آن، همين اآلن بدون گذر از این خط مراجعه کنيد. ) به دليل تفاوت بيولوژیک زنان و مردان که خودتان و علم گرایان بيش از این می دانند و من نيز به تحقيقات علمی به دليل روش شناسی ،توافق شده درستی که در این زمينه دارند باور دارم در بحث خيانت ها، بخش عينی ماجرا برای مردان بسيار مهم است و گویی به قلمروی آنان حمله نظامی و تجاوز شده است و بخش ذهنی ماجرا برای زنان بيشتر اهميت دارد و زنان نسبت به خيانت در بخش عينی آن قدر حساسيت نشان نمی دهند که در بخش ذهنی بدانند یک زن جدید توانسته جایگاه ارزشی او را در ذهن مرد تسخير کند. از این رو مجازات های متقابل نيز بر این اساس و نح وه های واکنش شکل گرفته اند. (الزم به تذکر است که این اصالً به معنای این نيست که بخش ذهنی خيانت برای مردان اهميت ندارد و بخش عينی خيانت برای زنان مهم نيست، بلکه کامالً ممکن است فرد به فرد متفاوت باشد ، بلکه به تناسب همين هم نظم اجتماعی مجازات های بازدارنده متقابل قرار داده است که جلوتر ذکر می ًشود اساسا در نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی، خيانت ها جز استثنائات کم تکرار و اثبات آنان نيز نادر است ) ،این مجازات های سنگين چه برای سارق، چه برای خيانت کاران بدون رضایت نامه کتبی قرارداد سکس موارد نادری هستند. دليل اصلی ،این است که اساساً وقتی نظم اجتماعی بر آزادی و حقوق مالکيت فردی شکل بگيرد انسان ها بسيار کم در معرض چنين وسوسه هایی قرار می گيرند و به دليل نبود بمباران های اضطراب افزای حاصل از نوسانات اقتصادی ناشی از بانکداری مرکزی و ناامنی های ساختگی