Page 104

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 104 استفاده از قضایای ناتماميت در رد ادعای امثال ساپولسکی اصال چيزی کم .از مخالفت با دو دو تا چهارتا ندارد هر علمی بخواهد قدرت انتخاب و اختيار انسان را نادیده بگيرد (که مقدمه سلب آزادی انسان است چون در بلند مدت عده ای خودشان را نسبت دیگران ارجح ًمی دانند که برای دیگران تصميم بگيرند و نتيجتا ختم به کمونيسم می شود) چون به دشمنی با آزادی انسان و در واقع دشمنی با ماهيت !وجودی انسان منتهی می شود، نه تنها علم نيست که شبه علم است و نه تنها شبه علم خالی نيست که شبه علم الحادی هم است ،آزادی .ستاره قطبی تعيين مسير ماست ه مين که اثبات می شود که دولت گرایی با استفاده از همين نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای ،آزادی، ضد دین است این نتيجه را به ما می رساند که تمام پایه های فکری جمع گرایان من جمله سوسياليست ها که بر ستون دولت .استوار است، ضد دین است (بعد ما سوسياليست و کمونيست مسلمان هم داریم! یالعجب). ليبراليسم هيچ سالحی در برابر دفاع از آزادی در مقابل سوسياليسم ندارد و این را آیان حرصی علی هم فهميد و .همين ليبراليسم در حال از دست دادن سنگرهای متعدد در دنياست دین در دفاع از آزادی هم منسجم تر از ليبراليسم است و هم پر قدرت تر و هم مسلح تر است و در برابر سوسياليسم به انواع پدافند مجهز .است پيش نياز نظریه آزادی به نظر من این است که همه افکار متفکران غربی در حوزه آزادی را بخوانيد. از فردریک باستيا و جان الک و .آدام اسميت و ولتر گرفته تا فریدمن و فردریش فون هایک و لودویگ فون ميزس و مورای روتبارد و آین رند تا این ها را آشنا نشوید متوجه نمی شوید که چرا تمدن ایران تا این حد تاب آوری در برابر انواع نامالیمات تاریخ داشته است .و دین چيست البته باید بدانيد که جان مينارد کينز چه هيوالی ترسناکی است که.حتی مارکس از او خطر کمتری دارد بسياری از حرف هایی ،که جان الک و آدام اسميت زدند در ایران بحث های خواجه نصيرالدین طوسی نيز وجود داشتند و یک شکافی بين تفکرات یونانی و مدرنيته غرب در این حوزه ها وجود دارد که احتمال اقتباس آنان را باال می.برد برای یک ایرانی با هزاران سال سابقه تمدن، با محوریت آزادی، و با ادیانی که در ایران همواره مروج آزادی بوده اند، واقعاً زشت است که نسخه های مستعمل شده غربی را با التماس پس بگيرد . ما ایران و دین را رها کردیم و دنباله روی نسخه های ناقص شدیم؛ نسخه هایی که با نخستين بحران های جدی اقتصادی و تمدنی، دوباره به خش ونت و فروپاشی برمی گردند .؛ کافی است تا پایان کتاب صبور باشيد تا بفهميد

من به شخصه واکسن کرونا زدم و تقریباً همه توصيه های پزشکی همين ساختار سالمت و علم متمرکز تحت سلطه دولت ها را رعایت کردم و می دانم علم اشتباه هم می کند و فرایند تصحيح خود را دارد. اما اگر تمام مردم کره زمين گفتند همه مجبورند واکسن کرونا بزنند و باید در خانه بمانند و همه باید ماسک بزنند ولی فقط یک نفر نخواست این کارها را بکند، حق آن یک نفر محفوظ است که .رعایت شود و آزادی و حقوق مالکيت او محترم شمرده شود و از آن دفاع شود آزادی هيچ استثنایی ندارد و همين مورد هم به نفع کل کره زمين تمام می شود. چرا؟ وقتی یک ساختار سلسله مراتبی متمرکز انحصار گر استانداردهای پزشکی و خطوط توليد دارویی را کنترل ،می کند، فرض محال که محال نيست که البته این یک مورد نه تنها محال نيست که بسيار محتمل است عده ای انسان شرور پيدا شوند