Page 342
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 342 متوسل شوند بلکه به هر شکلی از ماليات تراشی گرفته تا رونق گرفتن کسب و کار زندان ها و افزایش ناامنی برای مشروعيت بخشی به کنترل گری بيشتر و برپایی جنگ برای قوام خود دست بزنند. یا این که سرمایه سرقت شده به نام ماليات و تورم و ربای اجباری بانک مرکزی را در گوشه هایی از علم هزینه کنند که به قدرت کنترل گری آن ها اضافه کند یا روایتی که آزادی و حقوق مالکيت فردی را حقير شمرده و دین که برای دفاع از آزادی است را تحریف و تخریب و خرافه نشان داده تا راحت تر بتوانند با هر حيله ای، به مفت خوری و بهره کشی ادامه دهند. حال ميان صدها مدل از توطئه های معقوالنه تر از این دست، چند مورد هم ممکن است به کودک دزدی و اجرای مناسک شيطانی منجر شود . چنين چيزهایی تعجبی ندارد. با این موارد به شکل جزئی تر و مفصل تر در فصول آتی بيشتر آشنا خواهيد شد علی الخصوص در بخش.های مرتبط با عرفان اشتباه از آن جا آغاز می شود که گمان شود «توطئه» فقط وقتی توطئه است که یک اتاق فرمان مرکزی، با نقشه ای کامالً دقيق، همه جزئيات را هدایت کند. در حالی که بخش بزرگی از مسئله، اصالً به چنين تصویر مکانيکی ای نياز ندارد. ،وقتی بنيانِ یک ساختار بر انحصار زور کنترل اطالعات، و تقدمِ مصلحتِ جمعِ حاکم بر حقِ فرد بنا شده باشد، خروجیِ آن به صورت طبيعی، همان چيزی خواهد بود که بعداً با برچسب «تئوری توطئه» از آن یاد می کنند. یعنی سلبِ آزادی، تحریفِ حقيقت، حذفِ مخالف، و حمله به هرکس که از حقوق مالکيت فردی دفاع کند.
از این منظر، مسئله این نيست که آیا دولت ها و احزاب و فرقه ها «گاهی» توطئه می کنند یا نه؛ بلکه مسئله این است که ساختاری که با انحصار قدرت و خشونت تعریف می شود، خودبه خود ميل به توطئه عليه آزادی دار د. برده داری و بردگان امروزی به نام جعلی" شهروند مسئوليت پذیر اطاعت کننده دولت" به هر شکلی باید سرگرم شود ؛ و گاهی هم توسط"فرقه های به ظاهر تئوریسين توطئه مانند ع.ا.ر.پ در ایران" با بی شمار نمونه خارجی به دنبال نخودسياه های تمسخر آميز فرستاده شوند تا حتی حرف زدن از خود" تئوری توطئه عليه آزادی و حقوق مالکيت فردی" به باالترین سطح ابتذال برسد تا هيچ .آزادی خواه واقعی جرأت پرداختن به آن موضوعات را نداشته باشد در نتيجه، بسياری از آنچه در افکار عمومی با عنوان «تئوری توطئه» مسخره می شود، در واقع نه نظریه، بلکه مشا هده ی عينیِ عملکردِ همين ساختارهاست. به بيان دیگر، در بسياری از موارد، ما با «تئوریِ توطئه» طرف نيستيم، بلکه با توصیفِ واقعیتِ توطئه طرفيم. اما بحران اصلی تمام تئوریسين های توطئه که درصد قابل توجهی حرف درست و مستند می زنند اما از نيمه راه به چنان وضع داستان های علمی تخيلی می:رسند این است که .اول اکثریت قریب به اتفاق آنان کماکان در چارچوب تفکرات وحدت وجودی و عرفانی سير می کنند و فکر می کنند خود دولت ها دميورژ هستند و حقيقت را پنهان می( کنند در فصول عرفان با آن آشنا می شوید.) در نتيجه عمالً خودشان انحراف .فکری دارند .دوم هيچ کدام یک نظریه مادر غير دیالکتيکی و عرفانی ندارند. چرا که هيچکس نداشته و ندارد و نظریه آزادی اولين بار است که چنين نظریه .مادری ارائه کرده است که به روشنی و وضوح بنيان توطئه ها روشن شود