Page 577

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 577 گنوسی ها، یا همان غنوصی ها، در این خوانش فقط اهلِ شهود و راز نبودند؛ جعل کنندگانِ احادیث، روایات، و تاریخ هم بودند.

و همان ها در ترجمه نيز دست بردند؛ تا جایی که فلوطين را به جای ارسطو ترجمه کردند و از همين جا، یک آلودگیِ بزرگ در ریشه ی فهمِ ما از فلسفه و دین پدید آمد. پس تعجبی ندارد که قرن هاست درگيری های اقتصادی، سياسی، و اعتقادی داریم و کمر راست نکرده ایم. چون دو چيزِ متضاد را با هم قاطی کرده ایم: دین ،از یک سو و عرفان/فلسفه از سوی دیگر.

تحریف ها هم فقط به گذشته های دور محدود نمانده اند. این سيرِ تاریخیِ محکم ادامه پيدا کرده، تا جایی که حتی آبراهاميانِ مارکسيست ــ که آن هم در این خوانش، زاده ِی گنوسيسم است ــ تاریخ۲۸

مرداد۱۳۳۲

را چنان تحریف کرده که ایران نتواند دوباره کمر راست کند.

چرا فلسفه و عرفان با ریاضيات و منطق دشمن اند؟ کينه ی بخش بزرگی از فلسفه، عرفان، و بخشی از علوم انسانی نسبت به ریاضيات و منطق، از همين جا می آید. چون معادله ی دین، در نهایت، از جنسِ منطق و ریاضيات بود؛ ِاز جنس نظام های صوریِ منسجمِ اصول موضوعه ای بود. آن ِها اگر بخواهند زیر حاکميت عقل و منطق قرار بگيرند، مجبور می شوند وراجی های بی سر و ته را کنار بگذارند، گونیِ سيمان بي ا ِندازند پشتشان، و بروند سراغِ کار واقعی. به همين دليل، امروز هم ناگزیرند عليهِ حرف های من یک پارچه موضع بگيرند. استدالل ندارند؛ وراجی دارند و حمله ی شخصی. چون عصای ما اژدها شده و دارد ما رهای آن ها را می بلعد.

هرکس پیچیده حرف زد، دارد کالهت را برمی دارد در منطق این نظریه، حرفِ منطقی ساده است. همه می فهمندش و نياز به سوادِ خاص و زبانِ مه آلود ندارد. هرجا کسی بی جهت پيچيده حرف زد، باید احتمال بدهيد دارد کالهتان را برمی دارد. چون حقيقت، اگر منطقی باشد، نيازی ندارد خودش را پشتِ هزارتوی الفاظ و ژست های فلسفی و عرفانی پنهان کند.

جمع بندی پس فرمولِ این قطعه روشن است:

• فلسفه و عرفان، دو صورت از یک ریشه اند . •

آن ریشه، گنوسی و مبتنی بر جابه جاییِ خدا و شيطان است. • فلسفه ی اسالمی و عرفانِ اسالمی، هر دو در همين شجره قرار می گيرند. • غنوصی ها فقط اهلِ شهود نبودند؛ اهلِ جعلِ حدیث، روایت، و تاریخ هم بودند . •

دشمنیِ آن ها با منطق و ریاضيات، از این جا می آید که دینِ واقعی، از جنسِ نظامِ صوریِ منسجم است .