Page 250
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 250 " هنگامی که کسی از شما تصميم بر انجام کار خير یا بخشيدن چيزی به کسی گرفت، باید مواظب باشد که در طرف راست و چپ او ( دو شيطان.جایگزین کنيد دولت) هستند؛ بنابراین، باید به سرعت اقدام کند، مبادا آن دو شيطان (دولت) او را از این کار باز دارند" این سخن از امام صادق (ع) واضح است که چه ارتباطی به آزادی و مسئوليت و عدم بزرگ شدن دولت در نبود مسئوليت پذیری و بخشش و کار خير داوطلبانه دارد؟ جای شيطان بگذارید دولت: دولت رفاه، سياست توسعه صنعتی دولتی، دولت باید به فقرا کمک کند، دولت باید به سيل زده ها کمک کند، دولت باید ماليا ت بگيرد تا این کارها را بکن!د تمام آیات و احادیث را از ابتدا بخوانيد، داستان برای شما .تغيير می کند :نمونه تاریخی برجسته بيمارستان بغداد (که )کلمه ای فارسی به معنای خداداد است در زمان خود بهترین جهان بود، و در عين حال که سالمت رایگان نبود و سرمایه داری بود، فقرا همه از پرداخت هزینه درمان با کمک ثروتمندان آن زمان، رایگان درمان می شدند. بغداد عمالً همان تداومی است که تيسفون یکی از مهمترین شهرها و پایتخت های ایران در دوران اشکانيان و ساسانيان بود و همان مسير را در عصر طالیی اسالم ادامه داد که جای شبهه ای باقی نمی گذارد که عمالً عصر طالیی اسالم همان عصر طالیی ایران در .تداوم اسالمی شدن است برای عالقمندان به دیالکتيک شاید بتوان گزاره جذابی ارائه داد. اگر تز را آزادی (دین و حقوق مالکيت) بدانيم و آنتی تز آن را دولت )(شيطان، عدالت خواهی زمينی فرض کنيم، سنتز آن می شود" وظایف داوطلبانه و بر اساس اراده آزاد جامعه منتظر ظهور (کار خير داوطلبانه) برای بی نيازی کامل از یک" عادل زمينی مثل دولت رفاه" )برای حذف کامل شيطان (دولت . بر خالف نظر همه فرقه های خطرناکmanipulative
یا دستکاری کننده، که عالقه زیادی به تخریب و هرج و مرج برای نزدیک تر کردن زوری ظهور دارند، اتفاقاً جامعه منتظر ظهور باید سازنده و خَيّر باشد تا دائما شر وظایف دولت را کمتر کند و وظایف دولت را رقابتی تر کند تا آزادی و رهایی از دولت، بيشتر محقق شود و او نباید کاری به زمان ظهور منجی داشته باشد چرا که زمان آن غيرقابل .تعيين و تخمين است .در واقع جامعه منتظر ظهور یک جامعه اميدوار است اما به وظایف فردی خودش می پردازد به همين دليل است که دولت ها تا می بينند که یک گروهی جمع شده اند و کار خير می کنند، به بهانه های متنوع جلوی آنان را می گيرد و جایگزین را"ماليات دهی" .و پرداخت پول به سازمان های تحت سيطره خودش معرفی می کند دولت از هر حيث می خواهد همه .نهادهای مردمی را فتح کند نذریِ مردمی در برابر نذریِ دولتی ،با فرهنگِ خودجوشِ مردمیِ «نذری» مشکل دارند اما می خواهند آب و برق و بنزین و گاز و الستيک و گوشت و مرغ و بليت اتوبوس و ده ها چيز دیگر را به شکلِ نذری به مردم بدهند و اسمش را بگذارند خدماتِ کاالی عمومیِ دولتِ سوسیالیستی.
در حالی که نذریِ واقعی، بر پایه ی داوطلبانه بودن ،اعتماد اجتماعی ، و ِپرداختِ واقعیِ هزینه توسط یک یا چند انسان مشخص شکل می گيرد. نذری، چون از دلِ فرهنگِ خودجوش بيرون می آید، تا جایی پيش می رود که ظرفيتِ واقعیِ آن هست. اما دولت می خواهد کل کشور را با منطقِ نذری اداره کند، بی آن که منطقِ داوطلبانه، منبعِ واقعیِ تأمين، و مرزِ طبيعیِ کميابی را بپذیرد.