Page 276
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 276 "عليه روش یا عليه متد " ترجمه می شود اما نام اصلی آنWider den Methodenzwang
است که
ترجمه آن می شود"
عليه
محدودیت های اجباری روش"
ً. همين که اساسا"اجبار"
در استفاده از روش شناسی و معرفت شناسی و استدالل را در علم حذف کنيم
و قبل از بيان علمی ابتدا بر سر روش شناسی و معرفت شناسی و استدالل توافق کنيم، ابتدا به ساکن باعث به رسميت شناخته شدن برابری
انسان ها و اراده آزاد و اختيار آنان می.شود
چرا نوع نگاه ما به فرگشت مهم است؟ چون اصل قرار دادن فرگشت، بنيان فکری تمام جنایتکاران تاریخ معاصر نيز بوده است. از نازیسم
نژادی و قومی گرفته تا
مارکسيسم و لنينيسمی که قتل و کشتار در راه آرمان هویت جمع گرایانه، حالل و الزم می دانستند. چون با نگاه
،فرگشت محور
انسان به تنهایی هویت منحصر به فردی ندارد و فقط به شکل گله ها و رمه های جمع گرایانه تعریف می شود. گله طبقه
کارگر، رمه نژاد
ژرمن و این سبک نگاه هایی که خودتان هم مشمئز می.شوید
حال اگر بگویيم که این قتل و کشتار و جنایت ها حاصل ایمان واحد همه آنان به"عرفان فرگشتی"
است پاسخشان این است که انتخاب
طبيعی (Natural Selection)
واقعی این نيست و انتخاب طبيعی به خودی
خود عيبی ندارد. مشکل از ایمان آورندگان به انتخاب
طبيعی است.
(
همين
ها را کسانی که دین را بازیچه کرده اند نيز درباره دین نيز می
گویند، در حالی که آنچه مورد نقد است عرفان است نه دین ، مفصل
بحث خواهيم کرد که قرن هاست عرفان مانند انگل روی ادیان نشسته است و تغذیه می کند، در گوگل سرچ کنيد که انگل موجودی به
نام آخوندک یاpraying mantis
چيست حساب دستتان می
آی
د که رابطه عرفان و دین چيست . عرفان اسالمی و موارد مشابه، ارتباطی
با اسالم و ادیان نداشته و ندارند. ) همين
ها را درباره دین می
گویند و ادعا می کنند دین موجب کشتار شده است (در حالی که در اصل
عرفان بوده نه دین)، اما وقتی به ا
نتخاب طبيعی می
رسند، هيچ ایرادی در رفتار ایمان
آورندگان به آن نمی بينند.
ایمان و باور به انتخاب طبيعی و فرگشت به ،عنوان یک اصل در ایدئولوژی نازی،ها وجود داشت در ژاپن در زمان جنایت های جنگ ،جهانی نيز وجود داشت ،و در ایدئولوژی استالين نيز حضور داشت و حتی در عرفان نيز دیده می شود، زیرا به زعم نظریه آزادی ، ریشه بسياری از این ها به عرفان بازمی گردد.
کسی که باور ایمانی به انتخاب طبيعی و فرگشت دارد، حتی اگر برچسب ليبرال به خود بزند، ناگزیر روزی برای توجيه کشتار و نقض حقوق مالکيت، به انتخاب طبيعی استناد خواهد کرد. اگر برچسب سوسياليست یا فاشيست نيز داشته باشد، که وضعيت روشن تر است.
یقين و ایمان به انتخاب طبيعی ممکن است ،با تکرار دیوانه وار در تمامی تریبون ها عقالنی تر به نظر برسد که نيست ، اما قطعاً می تواند جنایت بارتر نيز باشد. عرفان نيز چنين ساختاری دارد. از این منظر، ساختار عرفان با باور و ایمان قلبی به انتخاب طبيعی و بيگ بنگ مشابه تلقی می شود و در نهایت به همان وضعيتی منتهی می شود که در آن زندگی می کنيم و به نمونه هایی مانند هيتلر می انجامد.