Page 225

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 225 .بخش های ابتدایی کتاب توضيح دادم. خوراک مغز جوانان هم نابود کردن عقالنيت روزمره مبتنی بر استدالل و پاکی است بماند که ابليس خون واقعی طلب می کند. چه در آزتک ها و چه در مایاها و چه در خاورميانه در بعل و مولوخ، ابليس و شياطين به واسطه دریافت قربانی جوان و کودک چه درآوردن قلب زنده آنان و چه مغز خوران ضحاک، پاسخ به مطالبات و آرزوهای بشر را می دادند و عيد قربان و حضرت ابراهيم (ع) را در پاسخ به این ).مشی شيطان بررسی خواهيم کرد سپاه ضحاک و سپاه ایران همدست شدند تا جمشيد که ظالم و مستبد شده بود و سراسر ایران عليه او قيام کرده بودند ساقط کند و ضحاک موفق به این امر شد .و بد به جای نيک بنشست و اوضاع مردم ایران صدها برابر بدتر از دوران جمشيد شد وحشت و اختناق و دروغ و )گناه و کشت و کشتار و غارت و چپاول و جادو و جادوگری رونق پيدا کرد (سرنوشت همه دولت های توتاليتر که بارها بررسی کردیم هنر و هنرمندی خوار و ذليل شد. مادران در غم از دست دادن فرزندانشان بی تاب شدند و جوانان از ترس جان که روزی نوبتشان برسد غصه می خوردند . ارمایل و گرمایل آشپزی یاد گرفتند تا مقداری جلوی این فاجعه را بگيرند و نفوذی شوند. در دوران های ضحاک گونه، نفوذی ها و جاسوس ها همگی خود فروخته نيستند بلکه بسياری بدون جيره و مواجب و با خطر انداختن جان خودشان برای حفظ ایران.کارهایی کرده اند به جای دو جوان یکی را فراری می دادند و مغز یکی را با مغز گوسفند مخلوط می کردند تا حداقل جان بسياری .جوان حفظ شود .انتخاب های یکی از ميان دو جوان هم از آن بحران های روانی وحشتناک برای ارمایل و گرمایل بود داستان را تا همين جا متوقف می ک نم و ادامه آن را به بخش های دیگر موکول می کنم . هدف تا اینجا این بود که پاسخ آن واکسيناسيون اجباری آبله و فلج اطفال را بدهم که بدانيد هر"اجباری " حتی اگر"نيک" جلوه کند چه سرنوشت شومی دارد. دولت ها خودشان عامل مشکالت هستند و به دنبال حل مشکل بودن توسط عامل مشکل ، بالهت زیادی را طلب می کند که برای آن باید خيلی مطالعه کرد. انسان ها نادان متولد می شوند ولی برای احمق شدن باید تالش زیادی کنند که بسياری از دانشگاهيان و فالسفه و اساتيد دانشگاه و روشنفکران (تاریک فکران) این وظيفه خطير را در خدمت به دولت بر عهده گرفته اند تا دولتی کردن راه حل ها ی مشکالت زاده دول ت را به هزار و یک روش سامورایی توجيه و مشروع کنند .و مشکالت را از دولت به گردن مردم بياندازند فرمول مشترک آنان هم این است که" مردم مقصرند" و باید"ده ها سال مردم ادب شوند" تا به راه حل واقعی برسيم. مدرسه، بهداشت، دولت و مسئله آبادی همين پاسخ برای رسيدگی به روستاهای دور افتاده و وضعيت مدرسه و بهداشت آنان نيز صادق است. اگر آزادی و حقوق مالکيت تثبيت ،شود آبادی به هرجا خواهد رسيد و هرجا که با مداخالت دولتی بدون سازگاری با محيط زیست توسعه پيدا کرده است ناگزیر نابود خواهد شد و این با تداوم یا حذف دولت باالخره در طی انباشت بحران ها رخ خواهد داد. همين امروز هم آمار خيرین مدرسه ساز چندین برابر ساخت و ساز مدارس توسط دولت است آن هم در شرایط تورم و ماليات و انواع گسترده نقض حقوق مالکيت، چه برسد به این که .آزادی و حقوق مالکيت تثبيت شود