Page 351
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
351
اگر آزادی برای تو هم گوهر گرانبهاست، باید روایت خونِ آزادی را زنده نگه داری.
سيدالشهدا برای امر به معروف و نهی از منکر
حاکمان شهيد شد.
خونش و روایتش زنده ماند. من هم به هيچ دولتی سر خم نمی
کنم. در عين حال، فهم دقيق تر تاریخ ائمه نشان می دهد
که غير از عاشورا که آن هم در بستر خاص خودش رخ داد و جنگ بر سيد الشهدا تحميل شد ، خط
اهل بيت
دوری از قيام و جنگ بوده
اس ت. امام سجاد (ع) که
از هر سياستی دوری کردند و با سود حاصل از کسب و کار، برده می
خریدند و آموزش آزادی می دادند تا برده
ها .از بند فکری بردگی رها شوند از امام باقر
)(ع تا امام صادق
)(ع ، از منع قيام های علوی گرفته تا احادیث منع شراکت زیر هر پرچمی
،پيش از ظهور قائم و سيره امامان بزرگوار همه نشان می دهند که مسير اصلی، افتادن در چرخه جنگ
های شيطانی
نبوده اس ت بلکه حفظ
.نظریه و فرهنگ آزادی تا روز موعود بوده است
در نتيجه وظيفه ایمانی ما، حفظ ایمان به وعده صادق خداوند یعنی ظهور حضرت
وليعصر
)(عج
.است
مالکيت زمين، مسکن، و نقش دولت
در حکومت اميرالمؤمنين حضرت شب
ها برای ایتام و فقرا غذا می
برد.
یعنی حتی آن ها هم مستأجر به معنای امروز نبودند.
اما امروز نصف ملت مستأجرند. چرا؟ چون دولت شيطان با دليل ،مبتنی بر سلطه گری و به بردگی گرفتن دیگران بر همه اراضی در شکل دولت مدرن ادعای مالکيت کرده است و اصل )نخستين تصاحب گر بر اساس آباد سازی زمين طبق کالم رسول خدا (ص را تعطيل کرده است. اصل تصاحب اول روتبارد و فرموده پیامبر که هر کس زمین مرده ای را آباد کند مالک آن است ، هر دو به یک نقطه می رسند: آغاز تمدن، از امکان مالکيت بر زمينِ آبادشده آغاز می شود. دولت شيطان مانع آن شده است. اسرائيل و فلسطين، مالکيت، و نقد صورت بندی جمع گرایانه مطابق اصل تصاحب اول و همان سخن پيامبر، در بخش هایی از فلسطين حقوق مالکيت نقض شده، چون کسانی از خانه هایشان بيرون رانده شده اند و دیگران جای آن ها را گرفته اند. اما در بخش هایی نيز اگر زمينی واقعاً بی صاحب بوده و کسی آن را آباد کرده، مالکيت او قابل دفاع است. اگر اصل مالکيت زمين بر اساس آبادگری آن مالک قرار گيرد و مالکيت زمين ها از دولت ها رها شود، اساساً منازعه دیالکتيکی مبنی بر تشکيل دولت فلسطينی یا دولت یهودی نيز بی معنا می شود. چون اساساً خود مفهوم دولت انحصارگر که مالک همه زمين ها باشد نقض آزادی و حقوق م الکيت فردی است. اما در این منازعه، طرفين دعوا، به دنبال حل مسئله بر اساس حقوق مالکيت فردی نيستند بلکه دعوای دیالکتيکی برای تسلط" جمع گرایانه عده ای بر عده دیگر" .است پس مبنا برای من، نه یک دولتی و دو ،دولتی نه شعارهای ژئوپليتيکی، بلکه حقوق مالکیت فرد اس ت که آن هم اساساً صورت مسئله"جمع گرایانه " نيست که یک ملت زیر پرچم .یک دولت قصد برقراری آن را در دعوای دیالکتيکی دو گروه جمع گرای دیگر داشته باشد بلکه هر فرد یا افراد بر اساس توافقات داوطلبانه خودشان می ،توانند با استفاده از درآمد و اراده آزاد خودشان بدون نقض آزادی و حقوق مالکيت دیگری، نقش هشدار و انذار داشته باشند و این حق به آنان داده نشده است که باالجبار رجحان های خودشان را بر مردم یک کشور به نام ایران بر تک تک افراد به