Page 95
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 95 جدیدی خواهد آمد و خاتم االنبيا حضرت محمد (ص) پایان این مسير برای ارائه یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی (معجزه از جنس کتاب به همين دليل است و ذات کتاب این است که نظام صوری است و کل کتاب مجموعه نظریاتی برای یک موضوع یعنی )آزادی است. اگر این اصل نباشد و هر از گاهی کسی ادعای پيامبری از جانب خدا کند دوباره زمين پر می شود از بساط جادوگری و خدایان متعدد . در واقع اگر این اصل نباشد یعنی مسير اندیشه در باب آزادی و حقوق مالکيت، دیالکتيکی است. اما اصل نبوت به این معناست که مسير اندیشه در باب آزادی و حقوق مالکيت، یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی است و نه دیالکتيکی .
ال اکراه فی الدین؛ نفیِ دینِ طاغوتی .بخش ال اکراه فی الدین را زیاد شنيده اید و البته تعجبی ندارد ادامه آن را سانسور کرده باشند چون کل بحث در ادامه آن است در نظریه آزادی از آیه۲۵۶
سوره بقره، یک نکته بسيار مهم روشن می شود : آیه فقط نمی گوید «در دین اکراهی نيست»؛ بلکه بالفاصله راه رشد را نيز در نسبت با «کفر به طاغوت» و «ایمان به خدا» صورت بندی می کند. از این منظر، نفیِ اکراه در دین را نمی ِتوان از نفی طاغوت جدا کرد. همچنين آیه به روشنی می .گوید که راه از بيراهه به روشنی آشکار شده است همچنين وجود این مفاهيم کنار یکدیگر اولين چيزی که به ذهن انسان متبادر می کند این است که طاغوت در دین و هدایت به اجبار و زور متوسل می.شود ِلَا إِکرَاهَ فِی الدِّین قَد َتَّبَين ُالرُّشْد َمِن الْغَی فَمَن ْیکفُر ِبِالطَّاغُوت وَیؤْمِن ِبِاهلل ِفَقَد اسْتَمْسَک ِبِالْعُرْوَة الْوُثْقَی لَا َانفِصَام لَهَا وَاهلل سَمِيع عَلِيم ﴿ ۲۵۶ ﴾ سوره البقرة در دین، هيچ اکراه و اجباری نيست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگيری عقل و با تکيه بر مطالعه و تحقيق، دین را بپذیرد]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسيله قرآن، پيامبر و امامان معصوم] روشن و آشک ار شده است. پس هر که به طاغوت [که شيطان، بت و هر طغيان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بياورد، بی تردید به محکم ترین دستگيره که آن را گسستن نيست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.
اگر طاغوت را هر آن چيزی بدانيم که به جای خدا، زمينهِبندگی غيرخدا را برای انسان فراهم می،کند آن گاه ِدولت اجبارگر ــ چه دموکراتيک و چه استبدادی ــ در منطق این ،نظریه یکی از روشن ترین مصادیق طاغوت است؛ زیرا ِتحميل اراده یک فرد یا یک جمع بر ،دیگران چيزی جز زمينه سازی برای ِبندگی غيرخدا نيست.
در این چارچوب، آیه را می توان چنين فهميد: دینِ خدا اجباری نيست؛ راه رشد نيز روشن است؛ و این راه، از پشت کردن به طاغوت و بندگیِ غيرخدا می گذرد. پس هرجا دین از مسير دولت و اجبار تحميل شود، دیگر با دینِ خدا طرف نيستيم، بلکه با دینِ طاغوتی روبه رو هستيم؛ یعنی همان جایی که دولت، خود را در جایگاهی می نشاند که باید فقط از آنِ خدا باشد.