Page 623

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 623 ِزیست جامعه را دوباره سامان دهد .در این ،سيره »«حق بر ِ«هيجان »قدرت مقدم ،است و ِ«اصالح ِدرون »جامعه بر ِ«کسب ِفوری »دولت . همين ویژگی است که رساله حقوق و صحيفه را از ِصرف آثار عبادی یا اخالقی فراتر می برد و آن ها را به ِاسناد ِبازسازی اجتماعی تبدیل می کن .د ِدر چارچوب نظریه آزادی ، سيره امام سجاد (ع )یکی از روشن ترین ِمصادیق بسطِ موزاییکیِ عقل و حق ِدر برابرِ منطقِ دیالکتيکی قدرت است. اگر منطقِ دیالکتيکی، جامعه را در چرخه،بحران ،انتقام و دولتِخواهی شتاب زده نگه می،دارد امام سجاد ( ع ) درست ،برعکس از ِدل ِشکست ِظاهری ،کربال به سوی بازسازیِ انسان و بافتِ اجتماعی حرکت می کند. در خوانشِ نظریه آزادی، صحيفه و رساله حقوق فقط ِمتون دینی نيستند؛ دو مرحله از یک پروژه اند : ،نخست ِبازسازی ِدرون انسان و ِزبان او؛ ،دوم ِبازسازی مرزهای حق در شبکه ِروابط اجتماعی .از این ،منظر امام سجاد ( ع ) به جای آن که جامعه را به ِميدان مصرف شدن در ِجنگ قدرت ،بفرستد آن را برای ِزیست ،آزادتر مسئوالنه،تر و حق محورتر تربيت می کند.

بااین حال، از نظر روش شناختی باید مرز روشن بماند. آنچه از منابعِ مستقل با اطمينان برمی ،آید، این است که امام سجاد (ع) پس از عاشورا به جای پيشبردِ یک سياستِ شورش محور، بر دعا، تعليم، و نظام مندکردنِ حقوق و روابطِ انسانی تکيه کرد، و در سيره او ِکاهش خشونت و ِتقویت ِشأن ِانسانی بردگان و زیردستان جایگاه مهمی دارد .اما این که این مجموعه ًمستقيما به ِزبان «حقوق مالکيت »فردی یا ِ«نفی »دیالکتيک ترجمه ،شود خوانشِ نظریه آزادی از سيره ،اوست نه ِتعبير ِلفظی ِخود منابع .با این ،توضيح امام سجاد (ع ) یکی از نيرومندترین ِشواهد ساختاری برای این معنا می شود که بقای ،حق هميشه از ِمسير ِجنگ فوری برای دولت نمی گذرد؛ گاهی از ِمسير بازسازیِ حقوق، اخالق، و زبانِ جامعه می گذرد.

امام محمد باقر (ع): بسطِ علم و مرجعيتِ حق، نه تبدیلِ امامت به شورشِ دائمی امام محمد بن علی الباقر (ع)، امام پنجم شيعه، در سال۵۷ هجری در مدینه متولد شد و بنا بر گزارش های رایج شيعی در سال۱۱۴

هجری در مدینه درگذشت. لقب «باقر» نيز در سنت اسالمی به معنای شکافنده و گشاینده دانش آمده است. منابع شيعی همچنين تصریح می کنند که او در کودکی واقعه کربال را دیده بود و سال های طوالنی در کنار امام سجاد (ع) پرورش یافت . اگر سيره او مستقل از هر تفسير امروزی خوانده شود، برجسته ترین ویژگی اش انتقال مرکز ثقل امامت از واکنشِ احساسی به تولیدِ علم و مرجعیتِ معرفتی است. در معرفی های تاریخیِ مربوط به او در سنت شيعی تأکيد شده که در دوره ای پر از شورش ها و آشوب های سياسی، نقش اصلی او گسترش فرهنگ اسالمی و بنيان گذاریِ یک حرکت علمی بود، نه غرق شدن در جنبش ِهای سياسی زمانه. همين منابع او را از مهم ترین چهره های دانش و فکر در ميان اهل بيت معرفی می کنند. این نقطه بسيار مهم است. امام باقر (ع) در دوره ای می زیست که پس از عاشورا، فضای ضد اموی، اعتراض، و ميل به قيام در جهان اسالم زنده بود. اما گزارش های تاریخی نشان می دهد که او مسير خود را بر محور تعلیم، تبیین، روایت، فقه، و تربیت شاگردان سامان ،داد. حتی در توضيح اختالفی که بعدها به پيدایش زیدیه انجاميد منابع تصریح می ن کن د که در مسئله امامت، پيروان زید بر «خروج» و