Page 275

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 275 نمی شنوید و اگر"ناسازگاری" جدیدی در فرگشت پيدا کنيد، سریعاً یک داستان جدیدی طراحی می کنند که آن ناسازگاری را به شکل .یک اصل موضوع یا آکسيوم جدید قرار دهند دليلش این است که اساساً فرگشت، انتها ندارد و بنيانش همان"دیالکتيک هراکليتوسی و هگلی" است. هر موجودی یک تز است و محيط پيرامونی او آنتی تز و آن موجود در سنتز جدید.اصطالحاً تکامل پيدا می کند یا حذف می شود یا حاالت دیگر ،فرگشت، مانند پدر و مادر اصلی خود یعنی دیالکتيک تبيين کننده خوبی است اما پاسخگوی نهایی نيست. اگر جایگاه فرگشت را از تبيين کننده پدیده های پيرامونی محيط زیست فراتر ببریم و به آن به عنوان اصل حقيقی موجودات زنده، جایگاه دهيم، در واقع ما به خدای دیالکتيکی یا همان" عرفان" ایمان آورده ایم. فرگشت هيچ پاسخ روشنی در ارتباط با"خودآگاهی و اراده آزاد" .انسان ندارد اساساً خودآگاهی انسان را سر هم بندی می کند که سریع تر بفروشد و آن را حاصل"تصادف" می ،داند. اگر حاصل تصادف نداند مجبور است بگوید همه موجودات هستی از لحظه عر فانی دیگری به نام"بيگ بنگ" دارای "شعور کيهانی" بوده اند و در نتيجه همه موجودات یک شعور سلسله مراتبی تکاملی دارند تا به انسان رسيده است و"چيزی که مال همه است در واقع مال هيچ کس نيست" و اگر بگویيم همه موجودات دارای"خودآگاهی" شبيه انسان هستند هيچ فرقی نمی کند با این که بگویيم انسان خودآگاهی ندارد چون اساساً دیگر فرقی نمی .کند بيگ بنگ یا انفجار بزرگ هم دقيقاً همين ساختار استداللی را دارد و در واقع ایده انفجار بزرگ، رنگ و بوی علمی گرفته شده ایده عرفانی"وحدت وجود " و یا" مناد" است و فرگشت هم زیر مجموعه آن است. پایه انفجار بزرگ هم دیالکتيکی است. از طرف دیگر .گودل زمان را ذهنی می داند و نه عينی و اینشتين هم که اثبات کرده است در زمان می توان جابجا شد بنابراین ما با بخشی از سنت فکری مواجه هستيم که باالجبار به شکل علم قطعی یا وحی عرفانی! به خورد ما می دهند و اگر در ارتباط با آن موارد سوال یا شبهه ایجاد کنيم.در معرض بمباران آکادميک و غيرآکادميک قرار خواهيم گرفت اما آن چيزی که می توان در ارتباط با هردو بيان کرد این است که"فرگشت و انفجار بزرگ" برای آن که دارای یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی شوند، نيازمند یکunified theory

یاtheory of everything

هستند که اینشتين در گفت و گو با گودل و فهم قضایای ناتماميت او از آن نااميد شد اما کسی مانند ميچيو کاکو، کماکان با آن فاند دانشگاهی می گيرد ، پولی که قطعاً به هيچ منتهی خواهد شد. برای پاسخ قطعی انفجار بزرگ، شما باید یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی داشته باشيد که دست کم فيزیک جزئی از آن باشد و برای آن باید دست کم یک نظریه واحد از .دو نظریه ای که اینشتين قصد داشت آنان را به یکدیگر بدوزد داشته باشيد آخری را ندارید فلذا آن بزرگترین را هم نخواهيد داشت. فرگشت هم به همين شکل است. در فرگشت تعدادی مشاهدات"متناهی" را با یک"روایت داستانی" با"رویکرد از بنيان دیالکتيکی" ترکيب می کنند و به عنوان اصل قطعی آفرینش انتظار دارند قبول کنيم. دست کم برای کسانی که فلسفه علم خوانده اند زشت است با آشنایی که با کورت گودل و پل فایرابند دارند در برابر این دیکتاتوری اجباری .عرفان علمی، سپر بياندازند نام کتاب فایرابند به انگليسی خطای مفهومی دارد، کتاب او به انگليسیAgainst method

به معنای