Page 658

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 658 در نتيجه، مورد اعتمادترین آدم ها، همان رادیکال ترین آدم ها در دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی اند. و دین دارترین آدم ها نيز، اگر دین را درست فهميده باشند، همين گونه اند. چرا؟ چون حقوق مالکيت فردی، در ساده ترین صورت، یع:نی •

دیگران را به بندگی نگرفتن •

بندگیِ دیگران را نکردن •

خود را جای خدا برای دیگران قرار ندادن •

و دیگران را هم به جای خدا نپرستيدن انسانی که در این معنا، رادیکال و سازش ناپذیر است، همان انسانی است که می توان به او اعتماد کرد. و همين افرادند که در بزنگاه های تاریخی، با آن که شمارشان اندک است، نهایتاً بر جمع های بسيار بزرگ تر، پيروزیِ قطعی و مهلک به دست می آورند.

آزادی، اميد، ایمان، و پيوند آن با مهدویت ایران، سرزمين آزادگان، سرزمين ایمان، مهد تمدن و دین، جایی که اميد به آزادی و صلح در آن نميرد و جایی که تنها نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکيت را دارد که فقط همان است که بشریت را از چنگ خودکرده اش یعنی هوش مصنوعی جنرال در امان نگه می .دارد، وقتش است که بداند آزادی بدون اميد ممکن نيست و اميد بدون ایمان غير ممکن است و منطق ایرانيان از هزاران سال پيش با مفهومی مانند سوشيانس گره خورده بود و حاال در دین تکميل شده خداوند با مفهوم مهدویت و ظهور حضرت وليعصر (عج) که آخرین پله و آخرین آجر این بنای نظام صوری منسجم اصل مو ضوعی برای آزادی است و بدون ایمان به زنده بودن و غایب بودن او، اميد خواهد مرد و آزادی از بين خواهد رفت. زنده بودن او مثل وجود اراده آزاد انسان است و در هردوی آنان، زنجيره علت و معلول ها می شکند و تمام این نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکيت ،فردی که به این زیبایی و انسجام پاسخگوی همه چيز و همه مسائل بوده است بنيانش بر باد می رود. اگر برای آزادی، در پله اول باید اراده آزاد را پذیرفت و باید پذیرفت که خدایی تعریف ناپذیر و فراتر از وهم و خيال آفریننده آن است، پایان این نظام صوری منسجم نيز باور به مهدویت و هدایت او و زنده و غایب بودن اوست که آزادی زنده بماند و فکر کنم واضح باشد که ،ایران از آنجایی که سرزمين آزادگان است، سرزمين ایمان هم هست و از آنجایی که سرزمين ایمان است .سرزمين حضرت وليعصر (عج) نيز هست اميد، قطب نما، و ناممکن بودنِ تعادلِ خنثی چيزی به نام تعادلِ ایستا وجود ندارد. انسان و جامعه یا ذره ذره به یک سو می روند یا ذره ذره به سوی مقابل آن. حتی اگر ظاهراً حرکتی نکنند، همين سکون نيز خود یک انتخاب است؛ و اگر این سکون به معنای تسليم در برابر وضع موجود باشد، در عمل یعنی پذیرفتنِ جبر و عقب نشينیِ اراده آزاد.