Page 86

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 86 در این ميان، اصل اساسی آن است که هر فرد، به صورت درونی و بدون اجبار از سوی دیگران، به خير جمعی بيندیشد و در جهت آن عمل کند، بی آنکه از غيرخدا طلب پاداش داشته باشد.

در چنين چارچوبی، فرد خداباور— به معنای کسی که نه دیگران را به بندگی می،گيرد نه خود در بند غيرخداست و نه با محدود کردن اختيار دیگران برای خود جایگاهی برتر قائل می شود— به گونه ای زندگی می کند که هم آزاد ،است هم از انتظار پاداش از دیگران رهاست و هم با توجه به خير ،جمعی به آزادی جامعه کمک می کند.

سوسياليسم در واکنش به خأل خير جمعی در ليبراليسم پدید آمد. ليبراليسم نيز، در حوزه قوانين ،اجتماعی در مسير آزادی حرکت می،کند اما بدون گفتمان خير جمعی مبتنی بر ،خداباوری قادر نيست در برابر گرایش های سوسياليستی از جامعه محافظت کند.

در نهایت، در این چارچوب فکری، راهی جز خداباوری برای تضمين خير و آزادی، چه در سطح فردی و چه جمعی، وجود ندارد؛ خداباوری ای که برای خود شأنی باالتر از خدا قائل نمی شود و در پی تحميل و کنترل دیگران نيست. هشدار روشی: بازگشت نکردن به پوزیتيویسم دقت کنيد که باز به خانه اول بر نگردیم. هيچ استدالل و اثباتی از جنس پوزیتيویسم یا علم تجربی بر اثبات یا رد اصول موضوعه وجود ندارد، در اینجا هم برای اصول موضوعه آزادی این چنين است .( پوزیتيویسم یعنی معرفت معتبر باید بر مشاهده، تجربه، آزمون پذیری و روش علمی تکيه داشته باشد . مستقيماً بر داده های تجربی و مشاهده پذیر تکيه کن ن د یا به نحو منطقی و آزمون پذیر با این مدل داده ها مرتبط باشند.. پوزیتيویسم برابر با علم نيست بلکه یک برداشت فلسفی از علم است) خيلی از افراد به دنبال اثبات پوزیتيویستی در اصول مرتبط با آزادی که اینجا به توحيد و معادش پرداختيم می گردند. در حالی که پوزیتيویسم فقط یک سنت و روش محدود از سنت های اندیشه و علم است و دو جين نقد و نقص .به آن وارد است علوم تجربی نيز چنين است و یکی از روش ها و سنت های فکری بشر محسوب می شود که با ریاضيات و منطق و برهان های ریاضيات و منطق تفاوت دارند. اما علوم تجربی و حتی پوزیتيویسم نمی توانند از اصول و قواعد برهان های منطقی و ریاضياتی تخطی کنند ).

مرز هنجاری: آزادی و مالکيت مقدم بر هر نتيجه گيری علمی بحث ما آزادی است که چيست، شرط الزم و شرط کافی تحققش چيست و با چه چيزهایی تهدید می شود و با چه چيزهایی نابود می شود و چطور می توان به آن رسيد و تضمين آزادی چيست و چرا آتئيسم مقدمه کمونيستی شدن جامعه است. کسانی که از کل سنت های فکری و استداللی در اندیشه، حتی ریاضيات و منطق را ذیل پوزیتيویسم یا ذیل علوم تجربی می بينند ، ناگزیر به دولت پرستی، دولت گرایی، انواع جمع گرایی و کمونيسم ختم می شوند و آزادی فردی انسان ها را نقض خواهند کرد و ناگزیر به بردگی و بندگی گرفتن .گروهی از انسان ها را تئوریزه و اجرایی می کنند به :همين علت باید یک خط کشی و مرزبندی واضحی را اینجا مشخص کنيم اگر علم به این نتيجه برسد که انسان ها همان حيوانات تکامل یافته هستند و در نتيجه هرکس قدرت بيشتری داشت حاال چه قدرت هوش یا قدرت