Page 171

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 171 )است که خود این در نوشته های دیگر من مفصال پرداخته شده که جای آن در این کتاب نيست در نهایت از طریق نظامی در اسفند سال 1404 وارد عمل شد . کشش بسيار قدرتمند مشترکی که ریشه های بنيادین ایدئولوژیک، ژئوپليتيک و فرهنگی بين ایران و امریکا وجود دارد که علی الخصوص این کشش در .حزب ریپابليکن امریکا بسيار بيشتر است این اوصاف، من حدس زدم که نسخه قوی تری از آزادی در ایران وجود دارد که هم با معنای ایران همخوانی دارد و هم با ریشه های دینی ایرانيان همخوانی دارد و دست بر قضا این حدس ها درست از آب در آمدند و اثبات پذیر شدند. اگرچه خنده دار و طنز به نظر می رسد ولی برای من که از دین با نسخه دستوری و سوسياليستی در دوران جمهوری اسالمی گریزان شده بودم با این که اعتقاد قلبی داشتم ، اما با ریگان به دین و تشيع برگشتم نه با آخوند !و روحانيت و حوزه ریگان جرقه هایی در من رو شن کرد که دوباره احساسات جریحه دار شده توسط مدعيان دین را کنار بگذارم و با .نگاه بی طرفانه و مستدل به مسير خودم ادامه دهم. خداوند ریگان را رحمت کند .بهتر است از این جا به بعد کلمات آزادی، دین و ایران را مترادف از یک معنا ببینید داستان آدم و حوا به مثابه مسئله حقوق مالکيت و معنای کلمه"اسالم "

خداوند همه نعمت ها را به آدم و حوا عطا کرده بود. حتی درختان سيب دیگری نيز بودند و اما فقط یک درخت سيب را ممنوع کرد و .فرمان داد که از این یکی سيب نچينيد اما این کار را کردند و همه برایشان سوال بود که چه اشکالی داشت؟ بعد تفاسير متعددی کردند و شيطان هم کار خوب را بد و کار بد را خوب جلوه داد و تفسير جدیدی باز کرد که آن سيب، سيب دانش بود و انسان با نافرمانی دانش !کسب کرد اما پاسخ االن روشن است: نافرمانی نخستين که انسان را به زمين راند ، "نقض حقوق مالکيت خداوند " بود. همه چيز از آن خداست و خدا همه را مجاز کرده بود .جز یک درخت که آن هم نمونه بی همتایی نبود اما آدم و حوا نقض حقوق مالکيت کردند و "تسليم فرمان خدا در باب حقوق مالکيت" نبودند !و حاال روی زمين تنها کاری که باید بکنيم فقط جبران همين یک نافرمانی است فقط نقض حقوق مالکيت نکنيم و تعریف حقوق مالکيت هم عينی و شفاف است که به آن در جای خودش خواهم پرداخت اما فعالً با تعریف .بدیهيات آن که به ذهنتان می آید هم می خواهم پيش برویم تا ببينيد که خللی در ماجرا ایجاد نمی شود در روی زمين باید چه کنيم؟ من باید تسليم حقوق مالکيت تو باشم و تو باید تسليم حقوق مالکيت من باشی و با ه م بر سر آن توافق کنيم و زمانی که آخرین نفر هم داوطلبانه و بر اساس اراده آزاد خودش می پذیرد و توافق می کند که او هم تسليم حقوق مالکيت دیگران باشد، ما یک جامعه داریم همه .همه تسليم حقوق مالکيت یکدیگر هستند اسالم به معنای تسليم در برابر خداست و برای نشان دادن تسليم در برابر خدا باید همين یک اصل ساده را رعایت کنيم که تسليم در برابر حقوق مالکيت یکدیگر باشيم. نظمی که از تسليم بودن در برابر حقوق مالکيت یکدیگر در جامعه پدید می آید نظمی است که هيچ کس نه بندگی غيرخدا می کند و نه دیگران را به بندگی خودش می گيرد (نه دیگران را به جای )خدا قرار می دهد و نه خودش را در جایگاه خدا برای دیگران قرار می دهد . خاطرتان هست در یک نقل قول از گودل در ارتباط با پنهان کردن حقيقت چه نوشته بودم؟ حقيقت به این سادگی را چطور برای ما آن قد ر پيچيده کردند که سازگاری و ثبات نظری همه چيز از جمله خود دین را از بين بردند؟ با این تعریف واقعاً چند تا مسلمان به معنی تسليم در برابر خدا و تسليم در برابر حقوق مالکيت دیگران