Page 704
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 704 موجود وفاداری قابل توجهی دارند و به این راحتی از تصميم اوليه خود برنمی گردند. انسان هایی که در ابتدا بيعت کرده اند یا پيمان بسته اند، به این راحتی پيمان خود را پس نمی .گيرند مگر در حاالتی که خواهم گفت سازوکار عملی بيعت لحظه ای و آستانه های مشروعيت فرض کنيد ما با یک فرد برای امامت، والیت، یا پادشاهی بيعت کردیم یا پيمان می بندیم. اوالً این فرد باید از مسير اعتماد عمومی و خوش نامی گذشته باشد؛ یعنی خود بازار و جامعه، او را غربال کرده باشند. در این صورت نيازی به فيلترهای مصنوعی (مانند شورای )نگهبان یا هر نوع دیگری نيست . چون کسب اعتبار و خوش نامی نيازمند دهه ها گذر زمان است و از آنجایی که مشخص نيست حاکم قبلی در چه زمانی به مرحله ای می رسد که افراد جامعه پيمان خود را پس بگيرند، معمای دست آخر در نظریه بازی ها هم برای افراد پنهان است وًدر نتيجه هرکس که واقعا وفای به عهد و مورد اعتماد بودن سبک زندگی حقيقی او باشد در جامعه پررنگ خواهد شد و ایضاً وجود آزادی بيان .که ذیل حقوق مالکيت فردی است همواره شاهد و ناظر اعمال همه است اگر مثالً بيش از۶۶ درصد جامعه با او بيعت کنند، او فرمانده کل قوا و مرجع عالی قضاوت در چارچوب حقوق مالکيت می شود.
اما این موقعيت، دائمی و غيرقابل بازخواست نيست . او روزانه در حال رصد توسط افراد جامعه است. (تأکيد من در کل متن به کلمه افراد جامعه به جای مردم به دليل اهميت وفاداری من به حقوق مالکيت فردی است و نه مفهومی جمع گرایانه به نام مردم) چرا که هر روز .ممکن است کاری کند که باعث پس گرفتن پيمان عده زیادی از او شود با بيعت هر روز حاکم مجبور است از دانه دانه از ریشه علف هرزها .را بيرون بکشد آن چه که در دموکراسی یا دیکتاتوری باعث می شد تا تدریجی، فساد و معصيت نم نم وجود حاکم یا دولت را بگيرد، اینجا در لحظه حذف می.شود در نتيجه به صورت روزانه اگر تصميم های او در جهت نقض حقوق مالکيت، فساد، یا تهدید تمدن و آینده کشور باشد، موج پس گرفتن بيعت آغاز می شود. ًاگر حمایت او به زیر مثال۳۳ درصد برسد، مشروعيتش ساقط می شود و از مسئوليت خلع می گردد . اصول حداقلی افراد جامعه در تشخيص صالحيت او نيز خود یک ضامن نهادی قدرتمند برای مردم است. نه این که هزاران صفحه جزوه و کتاب و مکاتب مختلف و مباحثات مختلف و توجيهات و آمارها الزم باشد تا مردم روزانه با دیدن اخبار گيج شوند. افراد جامعه باید بتوانند با چند اص ل ساده از خودشان بپرسند که"آیا تصمي مات امروز او منجر به نقض حقوق مالکيت فردی من می شود؟ آیا آزادی بازار را نقض می کند؟ آیا در بلند مدت تمدن ایران و کشور را درگير جنگ یا تهدیدات خارجی می کند؟" و نيازی نباشد همه افراد جامعه متخصص :اقتصادی و ژئوپليتيک و فلسفی و این خزعبالت مبهم و بيهوده شوند. خيلی راحت با رصد اطرافيان حاکم از خودشان بپرسند" آیا او افراد فاسد و غيرقابل اعتمادی را دور خودش جمع کرده است؟ آیا چاپلوسان به اطراف او راه یافته اند؟ آیا به صداهای افراد جامعه برای احقاق حقوقشان گوش شنوا دارد؟"
عمال حکومت مادام العمر نيست ولی یک حاکم ممکن است تا پایان عمرش مورد اعتماد همه باشد. دیکتاتوری نيست چون در هر لحظه ميزان بيعت و پيمان با او سنجيده می شود، دموکراسی نيست چون افق تصميم گيری های او با دقت در لحظه و بر مبنای اصول بلند مدت