Page 218
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 218 شود و انحصار اجباری نظام پرداخت و ماليات و تورم و واحد پول اجباری وجود نداشته باشد، مناسبات جامعه خود بر اساس عدل الهی تنظيم می شود مشروط بر این که آن جامعه فرضی سه اصل اول را در عمل رعایت کرده باشد. چرا مالکيت زمين را هم مطرح کردم؟ چون وقتی مالکيت زمين بر مبنای اصل تصاحب اول و آباد کردن آن باشد و به طور مثال هزار نفر فقط این اصول را قبول داشته باشند بتوانند یک آبادی برای خودشان بسازند و نظم اجتماعی خودشان را داشته باشند، در آن صورت عرف داخلی آن هزار نفر و فرهنگی که بينشان شکل گرفته است دچار صورت مسئله ای ن می شود که کسی اساساً لخت مادرزاد یا با پوشش نامتعارفی بر اساس عرف خودشان .ظاهر شود ،مهم این است که توافق اجتماعی را خودشان از پایه برای خودشان شکل داده اند. اگر مالکيت زمين در انحصار دولت نباشد !آنگاه طبق آیه قرآن واقعاً زمين خدا گسترده است که بتوان در آن مهاجرت کرد از طرف دیگر، جامعه مناسبات خودش را نيز عرفی تنظيم می کند. اگر کسی عرف جامعه را رعایت نکند، خود به خود طرد می شود، در بازار روابط و عواطف و معاشرت و کاال، افراد تصميم می گيرند که بر اساس اراده آزاد خودشان بدون سلب حقوق مالکيت دیگری، با او وارد مراودات شوند یا طرد کنند. کسی که تبادل و مراودات با او، به زیان جامعه باشد، نه با اجبار و برخورد دولتی که با محروميت خودجوش او از مزایا ،ی تمدن .حذف می شود تا اصالح شود حاال فرضاً کسی لخت مادرزاد وارد جامعه شد، من استخدامش نمی کنم و به مغازه خودم راهش نمی دهم و از مغازه اش خرید نمی کنم، حتماً باید چوب برداریم به دنبالش بی افتيم تا یه عده راضی شوند؟ مشخصه ،که اگر مبنای ما آزادی و حقوق مالکيت فردی باشد اولویت با کنترل چشم و حقوق مالکيت خودمان است، ما رسالت الهی برای اجبار .دیگران به کار خير نداریم به قول سر تامس مور، حتی شيطان هم باید از مزایای قانون بهره مند شود. من اضافه می کنم که حتی شيطان هم باید در پناه آزادی و .حقوق مالکيت فردی در امان باشد مالکيت، زمين، تمدن و کاهش رجحان زمانی بحث مالکيت زمين شد که باید گفت عمالً دولت نباید هيچ مالکيتی داشته باشد. اگر غایت ما یک نهاد خدمتگزار باشد که تهی از علم ًو دین و مالکيت، تجسم همان سجده شيطان بر انسان بر روی زمين باشد، عمال با یک قياس ساده سازی شده به این معناست که شما برای انجام امور ساختمان یک واحد را به نام مدیر ساختمان یا سرایدار نمی زنيد بلکه به او اجازه می دهيد مدتی از ملت مشاع اهالی ساختمان .برای انجام امور ساختمان استفاده کند اساساً مالکيت باعث کاهش رجحان زمانی می شود. یعنی انسان به واسطه مالکيت، از لذت های آنی به سمت عاقبت اندیشی و رضایت بلند مدت ميل می کند و حتی این به زندگی پس از مرگ می رسد. چگونه؟ تمدن از زمانی شکل گرفت و توسعه پيدا کرد که انسان یکجا نشينی را آغاز کرد و روی قطعه از زمين اعالم مالکيت کرد.. تمدن از زمانی شکل گرفت که حقوق مالکيت معنا پيدا کرد وقتی وقتی شما مالک قطعه ای زمين باشيد، لذت آنی را کنار می گذارید و زحمت تقبل می کنيد و دور آن حصار می کشيد، بعد داخل حصار، زمين خود را تبدیل به زمين کشاورزی، خانه و ... می کنيد. سپس تشکيل خانواده برای چرخ روزگار در این مجموعه خواهيد