Page 322
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 322 در نظریه آزادی ، قصه ها، تمثيل ها، و روایت های دینی صرفاً افسانه های اخالقی یا آیينی نيستند (اگر چه هنوز به بحث حقيقت تاریخی آنان )نرسيده باشيم ، بلکه پاسخ های مستقيم به دشمنان آزادی اند. دشمنان آزادی در قالب های مختلف ظاهر می شوند: دولت ،پرستی، سوسياليسم فاشيسم، جمع گرایی، و هر نحوه ای از برتری دادن اراده جمعی بر اراده و مالکيت فردی.
به همين دليل، بازخوانی دین در اینجا به معنای بازگشت به یک سنت زنده است، نه تکرار محفوظات. وقتی فرد از سطح ظاهری روایت ها عبور می کند و به بنيان منطقی آنها می رسد، همه چيز دوباره متولد می شود. آیات، احادیث، مناسک، و الگوهای دینی، در نوری تازه دیده می شوند: نه به عنوان دعوت به اطاعت کور، بلکه به عنوان سازوکارهایی برای جلوگيری از بردگی انسان به دست انسان دیگر. نقشه های محوری خدای جعلی دیالکتي ک؛ ابليس :نقشه اول شيطان.بزرگترین فریب ابليس این است که به انسان ثابت کند وجود ندارد اگر انسان بپذیرد که شيطان وجود ندارد، بنابراین خطاهایش را از بنيان نيرنگ ها و فریب های شيطان در انتخاب راه اشتباه به وسيله اراده آزادش نمی بيند، بلکه وجود انسان یعنی خودش را بدواً آلوده و ناپاک می بيند. همانطور که در غسل تعميد نيز می بينيم انسان ها را از ابتدا ی تولد ناپاک می.دانند اگر انسان ناپاکی وجود خودش را به عنوان اصل بپذیرد، در نتيجه برای دیگران نيز چنين چيزی را اصل قرار می ًدهد. در این حالت، اساسا" معمای دست آخر نظریه بازی ها و مثال فروشگا ه و دوربين کنترلی" از همان ابتدا پيش فرضی ندارد که انسان ها توان انتخاب این را دارند که در تنهایی و .بدون نظارت، سرقت نکنند و در زمان قدرت، نقض آزادی و اراده آزاد دیگری را انجام ندهند در نتيجه : شيطان با فریب این که خودش وجود ندارد، ضرورت قدرت انحصارگر خشونت یعنی دولت را به وجود می آورد. طبيعی است ،که از دل چنين سنت فکری ليبراليسم جان الک و لویاتان قدرت توماس هابز متولد شود که در آن دولت را ولو به حداقلی بودنش به رسميت می شناسند و اصل قرار می دهند. شيطان با این فریب که وجود ندارد، از پس پرده متافيزیک خارج می شود و به شکل فيزیکی در قالب دولت انحصارگر و خشونت و جنگ و دیالکتيک خودش را نما یان می.کند :نقشه دوم شيطان عرفان است که.راه اصلی آن خاموش کردن عقل است پس از خاموش کردن عقل، دیگر دست شيطان کامال باز می ،شود که چطور با بنيان دیالکتيکی پا به عرصه بگذارد. اما چطور عقل را خاموش می کند؟ باز هم نيازمند صبوری شماست تا به مدخل .آن برسيم اما دست کم تا اینجا با مثال2 + 2 = 4 در دیالکتيک متوجه شدید که اگر بتواند عقل را خاموش کند، می تواند عرفان را به شکل .دیالکتيک بازنمایی کند شيطان فقط یک موجود اسطوره ای یا تمثيل روان شناختی نيست ، بلکه به دليل همان استداللی که پيش تر انجام دادم که اصول موضوعه یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای یک پدیده عينی نيز عينی هستند و نقل قول هایی از گودل و فایرابند در آن بخش، ابليس را موجودی عينی و واقعی می دانم به همان شکل که در قرآن کریم و حتی در شاهنامه .بيان شده است