Page 622
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 622 ،حقوق مالکيت فردی» بيان کنيم خوانشِ نظریه آزادی از آن سيره است، نه تعبيرِ لفظیِ خودِ منابع. با این توضيح، کربال یکی از نيرومندترین شواهدِ ساختاری برای این معنا می شود که اهل بيت، حق را با تصرفِ فوریِ دولت یکی نمی گرفتند؛ بلکه گاه حفظِ حق، در امتناع از مشروعیت بخشی به قدرتِ فاسد تحقق پيدا می کرد.
امام سجاد (ع): بازسازیِ جامعه پس از فاجعه، نه تغذیه کردنِ چرخه انتقام امام علی بن الحسين، زین العابدین (ع)، در موقعيتی به امامت رسيد که جامعه اسالمی تازه از کربال عبور کرده بود : اهلِبيت پيامبر به قتل رسيده یا اسير شده ،بودند ِساختار ِسياسی اموی به ِاوج خشونت و ارعاب رسيده ،بود و هر ِحرکت شتاب زده می توانست باقيمانده هسته حق را نيز درهم بشکند .در سنت ،شيعی او به عنوان امامی شناخته می شود که پس از ،عاشورا به جای ورود به جنبش های مسلحانه و رقابت های ،قدرت بر ،عبادت ،تعليم ِهدایت ،اخالقی و ِبازسازی معنوی و ِفکری جامعه تمرکز کرد .معرفی های مربوط به صحيفه سجادیه نيز همين فضا را بازتاب می دهند: دوره ای آکنده از بحران ،های سياسی و تاریکیِ اجتماعی که امام در آن از مسير دعا، تعليم، و تذکر «درهای تازه ای از آگاهی دینی» گشود. . اگر سيره امام سجاد ( ع )مستقل از هر ِدستگاه تفسيری خوانده ،شود نخستين ِویژگی برجسته ،آن ترجیحِ ترمیم بر انتقام است. او پس از کربال به جای آن که جامعه زخمی را به ِسوخت یک ِجنگ تازه تبدیل ،کند به سراغ ِبازسازی ِانسان ِدرون آن جامعه رفت . این بازسازی فقط در ِسطح فردی و عبادی نبود. صحيفه سجادیه ، مستقل از تعبيرهای بعدی، مجموعه ای از دعاها و مناجات هاست که در آن، زبانِ دین از سطحِ شعارهای رسمیِ قدرت فاصله می گيرد و دوباره به ساحتِ وجدان، توبه، اخالق، مسئوليت، خوف و رجا، و نسبتِ درستِ انسان با خدا و جهان بازمی گردد. خودِ معرفیِ این اثر در سنتِ امامی تصریح می کند که این متن در زمانی پدید آمد که جامعه از هدایت و معنویت تهی شده و درگيرِ منازعات و اغراضِ سياسی بود . اما امام سجاد (ع) فقط امامِ دعا و انزوا نيست. در رساله الحقوق ، او یکی از منسجم ترین دستگاه های «حق» را در ميراثِ اسالمیِ کالسيک صورت بندی می ،کند. در این متن، از حقِ خدا و حقِ نفس تا حقِ زبان، گوش، چشم، دست، پا، نماز، قربانی، استاد، شاگرد، همسر، فرزند همسایه، دوست، طرفِ دعوی، طلبکار، زیردست، و حتی برده سخن می رود. اهميتِ این رساله در آن است که جامعه را دوباره بر پایه مرزهای حق و تکلیف بازمی سازد، نه بر پایهِصرف ِاحساسات انقالبی یا ِشور سياسی .حتی در ِبخش مربوط به ،برده تصریح می شود که او آفریده ،خداست فرزن ِد پدر و مادری از ِجنس ،توست تو ِخالق او ،نيستی و اگر از او خوشت نمی آید باید او را واگذار ،کنی نه آن که ِمخلوق خدا را شکنجه کنی . ِخود توضيح ِسنتی پيرامون رساله نيز یادآور می شود که امام بردگان را می خرید و آموزش آزادگی می داد و آزاد می کرد و با آنان با خشونت و تحقير رفتار نمی کرد . از نظر تاریخی و سيره ای، این نکته بسيار مهم است: امام سجاد (ع) در دوره ای زیست که امویان برای تثبيتِ خود به ارعاب، کشتار، و تحقيرِ مخالفان نياز داشتند. پاسخِ او به این منطق، ساختنِ یک جامعه حقوق مند و اخالق مند از پایین ِبود. به بيان دیگر، او نه دولت اموی را با خشونتِ متقابل تغذیه کرد، نه حقيقت را به حاشيهِحيات خصوصی عقب راند؛ بلکه کوشيد ،زبان ،وجدان رابطه،ها و الگوی