Page 502
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 502 پاسخ من در نظریه آزادی و دین روشن است: دین، نظام صوریِ با ثبات برای مفهوم آزادی و حقوق مالکیت است.
علم، نظام صوری برای شناخت پدیده های پیرامونی است. هرکدام باید در جای خود بایستند. جایی که علم بخواهد آزادی را نقض کند، دین باید سپر شود. و جایی که دین بخواهد جای علم بنشيند و برای شناختِ محيط پيرامونی، به جای تجربه و عقلِ محدود اما ضروری، پاسخ های نابه جا بدهد، زندگی مختل می شود.
اگر بخواهيد همه چیز را فقط از وحی شخصی استخراج کنيد، زندگی و شناخت جهان بيرونی مختل می شود. و اگر بخواهيد همه چیز را فقط از تجربه گرایی و خردگرایی حل کنيد، آزادی نابود می شود. راه درست، تفکيک ساحت ها و حفظ مرزهاست. همين.
مرز دین و علم؛ پاسخ نظریه آزادی شيطان، در این منطق، فقط از یک مسير عمل نمی کند. یک سو می کوشد علم بر همه چيز سيطره پيدا کند، به گونه ای که فقط تجربه گرایی و خردگرایی معتبر شمرده شوند و هر پرسشی بيرون از این قلمرو، یا بی معنا تلقی شود یا به سود ساختارهای سلطه حل شود.
و از سوی دیگر، می کوشد دین را نيز بر همه چيز مسلط کند، به گونه ای که برای هر مسئله ای، حتی در حوزه هایی که ذاتاً مربوط به شناخت محيط پيرامونی اند، پاسخ دینیِ مستقيم و بی واسطه مطالبه شود.
پاسخ من در نظریه آزادی و دین، دقيقاً از این جا اهميت پيدا می کند. تالش من این بوده است که برای نخستين بار، با خط کشی ای روشن و تا حد امکان خدشه ناپذیر، حوزه ی دین و علم را از هم جدا کنم:
دین، نظام صوریِ با ثبات برای مفهوم آزادی و حقوق مالکیت است. علم، نظام صوری برای شناخت و به کارگیری پدیده های پیرامونی است.
از این رو، اگر علم بخواهد آزادی و حقوق مالکيت را نقض کند، دین باید در برابر آن بایستد. اما دین نيز قرار نبوده و نمی تواند جای علم را در شناختِ جهان طبيعی بگيرد. اگر چنين می بود، دیگر برای تجربه، مشاهده، یادگيری، و کنش انسانی مجالی باقی نمی ماند.
از همين جا است که بعضی از مبتذل ترین شيوه های دفاع از دین نيز روشن می شوند. آن نوع دفاعی که می گردد تا در قرآن، به زور، فرمول فيزیک، شيمی، یا زیست شناسیِ مدرن پيدا کند، در واقع هم به دین ظلم می کند و هم به علم. این که خداوند به انسان گوش، چشم، و قلب داده، یعنی انسان باید بياموزد، تجربه کند، ببيند، بشنود، و بفهمد؛ نه این که خيال کند همه جزئيات شناختِ طبيعت، از پيش به صورت استخراج پذیر در متن دینی ریخته شده است.
در نتيج
ه:
اگر بخواهيم همه
چیز را فقط از وحی شخصی استخراج کنيم، زندگی و شناختِ محيط پيرامونی مختل می
شود.
و اگر بخواهيم همه چیز را فقط به تجربه گرایی و خردگرایی بسپاریم، آزادی نابود می شود. ِراه درست، حفظ مرزها و تفکيکِ دقيق ساحت هاست. همين.