Page 527

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 527 داوطلبانه بنا می شود؛ فرقه بر خاموش کردن عقل، جعل عشق و وفاداری و گناه، ابزار فشار، و ناتوانیِ فرد از خروج. این دقيقاً همان خطی است که نظریه آزادی هم از پيش روشن کرده است.

،اهریمن و لواط او با خودش و زایشِ نيروهای شيطانی در روایت زرتشت در اسطوره شناسیِ زرتشتی نيز با چيزی روبه رو می شویم که برای من از این جهت بسيار مهم است. در بعضی روایت ها، اهریمن برای خلق و گسترشِ شر، به نوعی لواط با خود دست می زند و از این عمل، انفجارِ قدرتِ شيطانی و پيدایشِ دیوها و نيروهای بد پدید می .آید اهميتِ این بخش د ر این است که سنتِ زرتشتیِ آغازین، ميان انحرافِ جنسیِ خاص و زایشِ نیروی شیطانی ، پيوندی روشن می بيند. این نکته مهم است، چون نشان می دهد که در آن نگاه، شر فقط یک مفهومِ انتزاعی یا اخالقیِ کلی نيست؛ شر می ِتواند از راه گشودنِ یک درِ خاص در بدن، روان، و ذهن وارد شود و بعد به شکلِ دیوها، افکارِ بد، و نيروهای مخرب در انسان تکثير شود. بگذارید در بحث حقوق مالکيت فردی یک مسئله را اینجا روشن کنيم. هرکس در محدوده حقوق مالکيتی خودش آزاد است و در دین نيز این امور در بعد اجتماعی زمانی مشکل ایجاد می کند که حداقل سه شاهد عاقل آن را دیده باشند و معنای آن این است که یک عمل خصوصی نبوده و جنبه علنی و ترویج اباحه گری داشته است. چرا که چنين اعمالی حتی در افرادی که گرایش به همجنس ندارند نيز باعث کنجکاوی و عادت و لذت هایی می شود که با نهاد خانواده در تضاد است. آنچه که خصوصی است را خصوصی و در محدوده حقوق مالکيتی خود نگه دارید. اساساً در فرهنگ و نظم اجتماع ی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی، جامعه افرادی را که در عموم یا مالء عام رفتار خصوصی جنسی انجام می دهند که با همجنس و چه غيرهمجنس را طرد می کند. در بعد حقوق الهی هم مسئله در جای دیگری بررسی خواهد شد. در قرآن نيز آمده است که "آیا شما [مصرّاّنه] از روى شهوت، به جاى زنان، با مردها در مى آميزید؟ بلکه شما قومى هستيد که جهالت مى ورزید" اگر قصد تفسير نداشته باشييم آن بخشی که به مصرانه بودن و از روی شهوت بودن آمده که ترویج گونه بوده حاوی نکاتی است که می توان برداشت شخصی کرد اما تأویل شخصی از آن را نمی توان به عنوان اصل به کار برد. اما بخشی که از جهالت سخن به ميان می آید با محافظه کارانه ترین برداشت های شخصی هم خط روایت نظریه را حفظ می.کند ،پس انسان، در این نگاه محل نبرد است. و ابزارِ تعيين کننده ی او نيز اراده ی آزاد اوست. اگر بایستد، راه بسته می شود. اگر راه بدهد، شر از ذهن به بدن و از بدن به زندگیِ اجتماعی راه پيدا می کند. از همين جا است که این بخش از اسطوره شناسیِ زرتشتی برای من مهم می شود. چون با تقدمِ نظریه بر داده، وقتی این مواد را می خوانم، ناگهان هماهنگیِ عجيبی با آن چيزی پيدا می کنم که در نظریه ی آزادی درباره ی شيطان، عقل، اراده ی آزاد، و سازوکارِ فرقه ایِ انحراف یافته ام. یعنی این جا هم، مثل ادیان ابراهيمی، اصلِ دعوا بر سر این است که انسان درونِ خود، در نسبت با وسوسه، شر، و انحراف، چه می کند.

نتیجه : پس یکی دیگر از شباهت های زرتشتِ آغازین با ادیان ابراهيمی، همين است که شر را فقط بيرون از انسان نمی بيند؛ آن را به انحرافِ درونی، فسادِ ذهنی، و شکستنِ مرزهای اخالقی و جنسی پيوند می زند. در این چارچوب، انحرافِ جنسیِ خاص، فقط یک «سبک زندگی» یا «امر خصوصی» نيست؛ می تواند در منطقِ سنتیِ دینی، یکی از منافذِ ورودِ نیروی شیطانی تلقی شود. و همين