Page 120

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 120 باز کند که محوریت آن آزادی و حقوق مالکيت فردی است. تا قبل از این ما دائم بين ملی گرایی و امت گرایی مثل آونگ نوسان کردیم. هر بار یکی را دولتی کردیم. گاهی تالش کردیم از دین، دولت مدرن استخراج کنيم که شد جمهوری اسالمی. گاهی خواستيم از ایران، دولت مدرن استخراج کنيم. گاهی خواستيم بدون این که مسئوليت و مفهوم را درست بفهميم بی دولتی را تجربه کنيم و شبيه سومالی شویم مثل دوران قاجاریه. گاهی تالش کردیم دین را به شکل ساختار سازمانی عرفانی در بياوریم در دوران صفویه و گاهی در .یک سرگشتگی بودیم که مورد تاخت و تاز دیگران بودیم بدون این که بفهميم خودمان باید چه کار کنيم اما حاال این پازل .تا اینجا تصویر روشن تری به ما می دهد که به چه چيزی می خواهيم برسيم .این کتاب، آینده قرن های آتی ایران است ،این کتاب نظریه آزادی-دین- .ایران است آزادی-پيمان آزادی- سرزمين آزادگان ابعاد باالتر، و منطق آنالوژیک صفات الهی سوال پر تکراری است که چر ا برای خدا ویژگی های شبيه انسان مثل مهربان و بخشنده و دانا و انتقام گيرنده و ... ذکر می شود؟ در پاسخ به این سوال باید یک مروری به بحث فضاهای چند بعدی و توابع چند متغيره در ریاضيات عمومی بکنيم. مورچه ای را تصور کنيد که روی زمين در حال حرکت است و چشمش فقط رو به زمين است و فقط دو بعد را می بيند. طول و عرض را می بند ولی ارتفاع را نمی بيند و در واقع درکی از بعد سوم ارتفاع ندارد. شما وقتی از ف ضایn+1

بعدی به فضایn .بعدی تصویر می کنيد، داده از دست می دهيد از فضای3 بعدی یک جعبه ، از باال به دو بعد تصویر کنيد ، می بينيد که فقط عرض و طول دارد و شما نمی فهميد ارتفاعی وجود داشته .یا نه و اگر بوده این ارتفاع ده سانتيمتر بوده یا ده متر بوده است در این حالت چون خودتان درکی از فضای سه بعدی دارید، می توانيد یک حدس هایی راجع به ارتفاع جعبه بزنيد. اما خود انسان در یک فضای سه بعدی مکان و یک بعد زمان است. وقتی خداوند یک ،مفهومی است که شامل ابعاد دیگری هم می شود و در عين حال از تصور و خيال ما خارج است ما مثل آن مورچه هستيم که اصال مفهوم ارتفاع برای ما قابل درک و توصيف نيست. نتيجتاً ما تصویری چند بعدی را به چيزی که درکی از آن .داریم می بينيم به همين دليل ما نمی دانيم خدا چيست و از تصور و خيال ما خارج است اما وقتی کالم او را می خوانيم، به شکل یک نظام صوری منسجم در قالب زبان انسانی می خوانيم که طوری تصویر شده است که آن چيزهایی که نياز داریم را بدانيم. بدانيم که اگر ظلمی به ضعيفی انجام دادیم او .انتقام گيرنده آن ضعيف از ماست یک چيزهایی را به شکل آنالوژی می دانيم تا این نظام صوری منسجم ما هدف آزادی و حقوق .مالکيت فردی را محقق کند .چيز بيشتری نمی دانيم و نمی توانيم بدانيم، همانطور که مورچه از ارتفاع جعبه ناآگاه خواهد ماند بنابراین ه ،ر تصویر و توصيفی که بر اساس کالم خدا داشته باشيم به شکل قياسی و آنالوژی ویژگی هایی دارد که برای ما به عنوان یک انسان آشنا .و قابل فهم است به طور مثال یک عده می گویند که خداوند می داند که چه اتفاقی از قبل رخ می دهد پس چرا چنين و چنان است. گودل حتی در این مورد مخالف نگاه هگل است. هگل زمان را خيلی عينی و آبجکتيو می دانست اما گودل استدالل های معتبری .ارائه می دهد که زمان یک پدیده ذهنی است .شاید بهتر باشد محوریت این بخش از کتاب را خيلی جزیی نکنيم ًبه همين دالیل اساسا بخش اصلی کار ما در دفاع از آزادی و حقوق مالکيت، مفهوم سلبی خداوند است و همين که می دانيم هيچ انسان دیگری حق ندارد ما را به بندگی بگيرد و ما نباید بندگی او را بکنيم خيلی جلوتر از برنا!مه هستيم