Page 655
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 655 اگر دو دکمه پيش روی من باشد، و یکی این باشد که مردم من مرفه باشند، هرچند فقط من تنها آدم معتقد به دین باشم، و دیگری این باشد که همه دین دار باشند اما رفاه نداشته باشند، من بالدرنگ دکمه اول را می زنم. زیرا همه ناگزیرند به دین بازگردند و بازخواهند گشت. اما این درد که مردم رفاه نداشته باشند و آزاد نباشند و خونشان ریخته شود، برای من عادی نمی شود؛ این غم مرا متالشی می کند.
این دور از اعتراضات سال1404
مردم، اعتراضاتِ یک اقليتِ پولدار نبود؛ بلکه اعتراض کسانی بود که عافيتِ پول را کنار گذاشتند و در کنار اکثریتِ فقرا ایستادند. ایده اصلی آزادی، هرچه که باشد، نخست باید نفعش به این جماعتِ مستأصل ِشده برسد. آزادسازیِ واقعی اقتصاد، در همان ثانيه نخست، به فقرا نفع می رساند. هر آزادسازیِ اقتصادی که چنين نباشد، شيطانی است. آزادسازیِ شيطانیِ کينزی ها و پسا کينزی ها، بدنام سازیِ تعمدی برای مخدوش کردن معنای آزادسازیِ واقعیِ اقتصاد است. شيطان به هزار شکل درآمده است تا معنای آزادی را مخدوش کن د و سوسياليسم را در یک دیالکتيکِ زنده نگه دارد.
چرا به ایران می گویند سرای اميد؟ مگر نشنيده اید: «ایران، ای سرای اميد»؟ اميد، مستلزم ایمان است؛ و پيش شرط آزادی، ایمان است؛ و ایمان از دین می آید؛ و دین برای آزادی آمده است؛ و ایران سرزمين آزادگان است. شيطان در پیِ نااميدی است، اما انسانِ مؤمن نااميد نمی شود. نااميدی، کفرِ پنهان است. نظریه آزادی، تار و پود ایران و دین را رمزگشایی کرده است. اگر فقط از خدا پروا کنيد، ولو همه درهای آسمان ها و زمين بر شما بسته باشد، خدا دری خواهد گشود. پيش شرط آزادی، ایمان به خداست. پيش شرط آزادی، فقط و فقط ترسيدن از خداست، نه ترسيدن از بندگان خدا که شما را به بندگیِ خود، یعنی به بندگیِ غير خدا، اجبار کرده اند. سرزمين آزادگان و سرای اميد، سرای خدا ترسان است. در عرفانِ مناد و وحدت وجودی و گنوسی، می گویند خدای واقعی نيازی به ترس ندارد، و اهلل را ــ اعوذ باهلل ــ موجودی عقده ای نشان می دهند و به او دميورژ می گویند. اما این طرحِ شيطان برای نابودیِ آزادی است. این خدا نيست که نياز دارد از او بترسيم؛ این ما هستيم که نياز داریم فقط از او بترسيم، نه از هيچ چيز و هيچ کس دیگر. اگر ترسِ ما بر خداوند متمرکز نباشد، ترس در جامعه پخش می .شود جامعهِ گرفتارِ ترس، به جای کمک به همنوع و فریاد برای آزادی، فقط در پیِ بقای حداقلی می رود. اگر فقط از خداوندِ بی ،نياز نترسيم ترس های ما از بين نمی رود، بلکه منتقل می شود به ترس از موجودات دیگر و انسان های دیگر. ترس، جزئی از مکانيزم های عقالنی و زیستیِ انسان است. اگر ترس از خدا نباشد، ترس از بين نمی رود؛ ترس پخش می شود و بر جامعه حاکم می گردد. خدا ترس بودن، و فقط از خدا ترسيدن، ضامن آزادی و سعادت است. .ایران سرای خدا ترسان عاشق است عين همين فرایند را در آینده نيز تجربه خواهيد کرد و خواهيد دید؛ یا شما، یا فرزندان و نوادگان شما. زمان آن معلوم نيست. همه چيز بر ما پنهان است، اما وعده، صادق است. آن روز که همه دنيا به استيصال برسند، شما فقط این درس را گرفته اید و این آزمون آزمایشی را تجربه کرده اید و چشم انتظارِ واقعی بوده اید. روشن است که خداوند ایران را به عنوان سنگر آزادی برگزیده است و این خودِ خداوند است که دارد به شما درس زندگی می دهد؛ درسی که دیگران در جهان هنوز نگرفته اند. هنوز در دنيا دعوای سوسياليسم و ليبراليسم و دیگر خزعبالت برقرا ر است، اما شما از همه این ها عبور کرده ،اید و باز هم عبور خواهيد کرد؛ زودتر از همه. اگر این بار درس نگيرید