Page 378
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 378 حضانت، توافق، و پيش فرض های غير دولتی خيلی از حق حضانت فرزند سوال می ،کنند. اگر ترتيب سه بخش هفت ساله را خاطرتان باشد اساس آن بر این بوده است که هفت سال اول که بچه باید آزاد باشد بعد از طالق به مادر می سپارند و هفت سال دوم که باید فرمانبرداری و مسئوليت پذیری پيدا کند به پدر می سپارند و باقی را خود فرزند باید تصميم بگيرد. این نيز از مواردی است که باز باید بر سر آن توافق صورت گيرد و من با اجبار دولتی بر روی آن مخالفم. همه چيز بر مبنای توافق داوطلبانه طرفين است اما اگر به صورت پيش فرض قرار باشد" در صورت عدم تعيين توافق در ابتدا توسط طرفين" ،به هر حال یک تصميمی گرفته شود یک قواعد پيشنهادی پيش فرضی می توان بر اساس توافقات اجتماعی ساکنين یک منطقه یا محدوده مالکيتی مشترک که زیست مشترک بلند مدتی داشته اند.برقرار کرد واضح است که باز هزینه ها به صورت پيش فرض بر ع.هده پدر قرارداده شده حتی در صورت جدایی پدر و مادر فمينيسم دولتی در برابر حقوق مالکيت زن غایت آن چيزی که زنان جوان در فمينيسم با آن فریب می خورند در دین به نفع زنان تثبيت شده است و پنهان کنندگان حقيقت به شما نمی گویند بلکه در تالش هستند با وجود آنان، باز همسو با آرمان،جنون دیالکتيکی خودشان مداخالت دولتی را گسترده تر کنند . فمينيست ها آرزو دارند که برای کار زنان در خانه حق بيمه دولتی ایجاد شود! شگفتا از این همه کالهبرداری، نمی گویند که اساساً زن عالوه بر مهریه، نفقه هم می گيرد ولی وظيفه کارهای خانه را ندارد و مرد مجدد باید با زن توافقنامه جدیدی برای پرداخت هزینه کارهای .خانه با زن منعقد کند مشکل اینا این نيست که خانه داری زن باید مشمول دریافت دستمزد باشد بلکه مشکل این کذابان این است که چرا.از طریق دولت انجام نشود که شيطان راضی تر باشد این روزها به مردی که اراده آزاد و حقوق مالکيت خودش را، یا بخوانيد افسار کنترلش را دست هيچ زن و مردی مستقل از جنسيتشان نمی دهد و ایضاً حقی هم از هيچ زنی نقض نمی کند، در عصر ضد دین جدید می گویند «زن ستيز». این را یادتان باشد: زن ستیز = مردی که افسار کنترلش را دست زن نمی دهد. اگر با مبنای توافقات داوطلبانه بدون دخالت دولتی موافق باشی به تو زن ستيز می گوین د .حتی اگر به همه حقوق مالکيت فردی یک زن، کامل احترام بگذاری رضایت، صيغه موقت و دائم ازدواج ، قرارداد، خانواده، و آزادی یک ابهام را همين ابتدای امر برطرف کنيم. اگر بحث رمانتيسيزم را خاطرتان باشد و اگر خاطرمان که وقتی صحبت از نظام های صوری اصل موضوعی می کنيم، بنای ما بر عينيت و آبجکتيو بودن موضوع است که قابليت تبدیل به نظام صوری منسجم اصل موضوعی را داشته .باشد مشکل تا حد بسياری رفع می شود. یعنی در بخش"ذهنی و سابجکتيو" یک رابطه جنسی، ازدواج، تشکيل خانواده و ... همه چيز به "اراده آزاد و قدرت تفکر و اندیشه و انتخاب یک فرد بر اساس شناخت و تشخيص رجحان های خودش" واگذار شده است و وقتی بحث از"حقوق مالکيت فردی و تعهد و قرارداد و حقو ق" به ميان می آید، بحث به مسائل عينی و آبجکتيو که در سپهر بين االذهانی یکسان است مرتبط می شود. یعنی چه؟